محمد على مجاهدى
104
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
دامنهء تأثير آثار عاشورايى حكيم سنايى را بايد قافله سالار شعر آيينى در زبان فارسى دانست ، زيرا در موضوعات مختلف شعر آيينى داراى آثار گرانسنگ و ماندگارى است و منظومههاى بلند عرفانى او از منزلت خاصى در عرفان و ادب فارسى برخوردار مىباشد : قطعه منشين با بدان ، كه صحبت بد * گرچه پاكى ، تو را پليد كند آفتابِ بدان بزرگى را * لكّهاى ابر ، ناپديد كند حكيم سنايى از مدافعان جدى مذهب تشيع است . هنگامى كه سلطان سنجر ملكشاه از مذهب او پرس و جو مىكند ، اين عارف نامدار شيعى ، از « تقيه » به عنوان سپر دفاعى استفاده نمىكند و با صراحت و قاطعيت تحسينبرانگيزى به دفاع از كيان و آرمان مذهب تشيع مىپردازد و با استفاده از دلايل عقلى و نقلى مشروعيت و حقانيت مذهب تشيع را اثبات مىكند و به گونهاى سخن مىگويد كه حاكى از اعتقاد راسخ او به وصايت بلافصل امير مؤمنان ( ع ) و ولايت تامه و شاملهء آن وجود نازنين است . ابياتى از اين قصيدهء فاخر او را مرور مىكنيم : من سلامت خانهء نوح نبى بنمايمت * تا توانى خويشتن را ايمن از شر داشتن شو مدينهى علم را در جوى و ، پس در وى خرام * تا كى آخر خويشتن چون حلقه بر در داشتن ؟ ! چون همى دانى كه شهر علم را حيدر در است * خوب نبود جز كه حيدر مير و مهتر داشتن مر مرا بارى نكو نايد ز روى اعتقاد * حقّ حيدر بردن و دين پيمبر داشتن آنكه او را بر سر حيدر همى خوانى امير * كافرم گر مىتواند كفش قنبر داشتن جز كتاب اللّه و عترت ز احمد مرسل نماند * يادگارى ، كآن توان تا روز محشر داشتن از پس سلطان ملكْ شه « 1 » چون نمىدارى روا * تاج و تخت پادشاهى جز كه سنجر داشتن از پى سلطان دين ، پس چون روا دارى همى * جز على و عترتش محراب و منبر داشتن ؟ ! هشت بستان را كجا هرگز توانى يافتن * جز به حبِّ حيدر و شبّير و شبَّر داشتن ؟
--> ( 1 ) . مراد ، پدر سلطان سنجر است .