محمد على مجاهدى

103

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

ولى با تحولى كه در برخورد با يكى از اولياى خدا در او پيدا شد ، مسير زندگى خود را تغيير داد و به سير و سلوك پرداخت و از محضر عارف بزرگ آن روزگار ابو يوسف همدانى استفاده‌هاى بسيار برد و در ضمن مسافرت به شهرهاى مرو ، بلخ ، هرات ، سرخس و نيشابور ، از محضر عرفاى بزرگ ديگر نيز بهره‌مند شد و به مقام والايى در عرفان دست يافت كه جلال الدين مولوى خود را از پيروان سلوكى وى معرفى مىكند : عطار روح بود و ، سنايى دو چشم او * ما از پى سنايى و عطار مىرويم اين عارف جليل القدر و پرآوازه ، شيعه بود و در جاى جاى ديوان اشعار او مىتوان جلوه‌هاى ارادت قلبى و بىشائبه او را به خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام به روشنى مشاهده كرد : جانب هر كه با على نه نكوست * هر كه گو باش ، من ندارم دوست دوستدار رسول و آل وىام * زآن‌كه پيوسته در نوال وىام به جز كليات اشعارش ، چهار مثنوى بلند دارد كه هر كدام از آنها از منزلت ادبى و عرفانى و تاريخى والايى برخوردار است : الف : طريق التحقيق ، كه به سال 528 ه . ق آن را به پايان برده است . ب : كارنامهء بلخ ، كه آن را به نام سلطان مسعود بن ابراهيم غزنوى سامان داده است . ج : حديقة الحقيقة يا الهىنامه ، كه آن را به نام بهرامشاه نظم كرده و حاوى ده هزار بيت مىباشد . د : سير العباد ، كه داراى پانصد بيت است . « 1 » سبك شعرى قصايد بلند و شيواى حكيم سنايى از بهترين نمونه‌هاى شعر فارسى در سبك خراسانى است ولى شيوهء بيانى او در قطعه‌ها و مثنويهايش به سبك عراقى است . حكيم سنايى در قالب قصيده و قطعه ، داراى آثار ماندگار است كه صرف‌نظر از غناى محتوايى از بافت محكم لفظى نيز برخوردار مىباشد . در مثنوىهاى او ، معانى بر الفاظ پيشى مىگيرد و سرشار از مفاهيم بلند عرفانى است .

--> ( 1 ) . دويست سخنور ، ص 153 تا 155 ؛ سيماى شاعران صابر كرمانى چاپ دوم ، ( اقبال تهران ، 1364 ) ، ص 184 .