محمد على مجاهدى
36
خوشه هاى طلائى ( فارسي )
محمّد على مجاهدى ( پروانه ) چشم به راه ستاره باز بدامان شب دويد ، بيا * سرشك شوق ز چشمان شب چكيد ، بيا فروغ نقرهيى مه به گِرد خيمهء شب * كشيد هالهيى از پرتو اميد ، بيا نيامدى كه شفق دامنى پر از خون داشت * كنون كه دست فلق جيب شب دريد ، بيا ستارهء سحرى كور سو زنان از دور * گشود پنجرهء صبح و آرميد ، بيا ستاره چشم به راه تو ماند تا دم صبح * سحر دميد و شد از ديده ناپديد ، بيا عروس چرخ حرير فروغ خود برچيد * افُق دوباره بساط سپيده چيد ، بيا