محمد على مجاهدى

35

خوشه هاى طلائى ( فارسي )

سيّد رضا مؤيّد خراسانى آفتاب گمشده گر قسمتم شود كه تماشا كنم تو را * اى نور ديده جان و دل اهدا كنم تو را اين ديده نيست قابل ديدار روى تو * چشمى دگر بده كه تماشا كنم تو را تو در ميان جمعى و من در تفكّرم * كاندر كجا برآيم و پيدا كنم تو را هر صبح جمعه ندبه كنان در دعاى صبح * از كردگار خويش تمنّا كنم تو را يابن الحسن ! اگر چه نهانى ز چشم من * در عالم خيال ، هويدا كنم تو را گويند دشمنان كه تو بنموده‌اى ظهور * زين افتراى محض مبرّا كنم تو را همچون « مؤيّدم » به تكاپو ، مگر دمى * اى آفتاب گمشده پيدا كنم تو را