محمد على مجاهدى
28
خوشه هاى طلائى ( فارسي )
اى پرده دار عالَم در پرده چند مانى * آخر ز پرده بنگر ياران آشنا را بازآ كه بىوُجودت عالم سكون ندارد * هجر تو در تزلزل افكند ما سواى را حاجت به توست ما را اى حجّت الهى * آرى به سُوى سلطان حاجَت بود گدا را عمرى گذشت و مانديم از ذكر دوست غافل * از كف به هيچ داديم سرمايهء بقا را ما را فكنده غفلت در بستر هلاكت * درمان كن اى مسيحا اين درد بىدوا را اى پرده دار عالم در پرده چند پنهان * بازآ و روشنى بخش دلهاى با صفا را