محمد على مجاهدى
29
خوشه هاى طلائى ( فارسي )
ملك الشّعراى صبورى سلالهء ريحان نوشين لبت كه زنده كند جان را * بخشد حيات چشمهء حيوان را چشمت به غمزه بنده كند دل را * لعلت به خنده زنده كند جان را از حسرت عقيق شكر خايت * خون در دل است لعل بدخشان را جُز روى تو فراز قد موزون * كس ديده بار سرو ، گلستان را ؟ گر خطّ تو سلالهء ريحان است * برخى شوم سلالهء ريحان را اينك تو را خداى به من داده است * پاداش مدح حجّت يزدان را