القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
213
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
تَعْقِلُونَ » - « و حال آنكه شما اين كتاب را تلاوت مىكنيد آيا عقلتان را به كار نمىاندازيد . » حموينى در مسند نقل كرده كه گفت : از على عليه السلام شنيدم كه مىگفتند : « به خدايى كه شكافنده دانه در دل زمين و پديدآورنده بشريت است . اگر بساط براى من گسترده شود و نيز به خدايى كه شكافنده دانه و پديدآورنده انسان است هيچ مردى از قريش تيغ بر او فرود نمىآيد جز اينكه من مىدانم نشانه سوقش به بهشت است يا كشندهاش به سوى جهنم » يك نفر برخواست و گفت يا امير المؤمنين در حق خودت چه چيز نازل شده است ؟ فرمودند : « ا فمن كان على بيّنه من ربّه و يتلوه شاهد منه » « 1 » - « آيا كسى كه بر مبناى دليلى روشن از جانب پروردگارش باشد و آن را شاهدى از خودش ، هم پهلويش باشد » . پس رسول اكرم « على بيّنه من ربّه » باشد و « انا التالى » و همپهلو و قرين او و « شاهد منه » مىباشم . موفق با سلسله سند از ابو سعيد خدرى و سلمان فارسى نقل كرده است كه رسول اكرم فرمودند : « انّ اقضى امّتى علىّ عليه السلام » و احمد در مسند با ذكر سند از حميد بن عبد اللّه نقل كرده است كه او در حضور رسول اكرم ( ص ) يك داورى را يادآور شد كه على داور آن بودند رسول اكرم ( ص ) تعجب كرد و گفت : « الحمد للّه الّذى جعل الحكمهء فينا اهل البيت . » احمد در مسند با ذكر سند از حسن بصرى نقل كرده كه گفت عمر ابن خطاب مىخواست يك زن ديوانه را سنگسار كند على عليه السلام فرمودند : « مالك ! ؟ ! . . . سمعت رسول اللّه يقول : رفع القلم عن ثلثه : عن النائم حتى يستيقظ عن المجنون حتى يبرأ ، و يعقل و عن الطفل حتى يحتلم . » چه كار مىكنى اى عمر . من از رسول خدا شنيدم كه مىگفت قلم تكليف از سه كس برداشته شده است از شخص خواب تا بيدار شود و از ديوانه تا بهبودى يابد و بر سر عقل آيد . از كودك تا محتلم شود سپس عمر ، راه آن مجنونه را گشود آزادش كرد .
--> ( 1 ) - هود ، 17 .