القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

214

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

خطاى عمر و قضاوت به حق على عليه السلام موفق ابن احمد با ذكر سند از ابو حرب نقل كرده كه گفت : زنى را پيش عمر آوردند كه يك بچه شش ماهه زائيده بود . عمر تصميم به سنگسار كردن او نمود : على عليه السلام فرمودند : او نبايد سنگسار شود به دليل قول خداوند متعال كه فرمود : « وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ « 1 » و قال اللّه تعالى : وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً » « 2 » - « مادران بايد فرزندان خود را دو سال تمام شير بدهند ، اين حكم براى آن كسى است كه مىخواهد شيردادن را تمام كند . » و نيز در آيه ديگر مىفرمايد : « و حملش و از شيرگرفتنش بايد سى ماه تمام باشد . » سپس افزودند : « حولين تمام الرضاعهء و هو اربعهء و عشرون شهرا و بقيت سته اشهر ، هى مدّهء الحمل » - « پس شيردادن دو سال تمام و آن بيست و چهار ماه است و بقيه‌اش كه شش ماه است مدت حمل است ( اقلّ مدت حمل ) ، پس عمر ، آن زن را آزاد كرد . خطاى ديگر عمر و قضاوت به حق على عليه السلام موفق با ذكر سند از حسين ابن على عليه السلام نقل كرد كه فرمودند : « يك زن حامله را پيش عمر ابن خطاب آوردند كه متهم بود . عمر از او سؤال كرد ، او اعتراف به اتهام خود نمود . عمر فرمان داد او را سنگسار كنند . على عليه السلام به عمر فرمودند : « سلطانك عليها فما سلطانك عنّى الّذى فى بطنها ؟ » - « اگر تو بر اين زن تسلط دارى و حجت شرعى بر او . پس بر آن طفل كه در رحم دارد چه تسلط و چه حجت شرعى دارى ؟ » عمر او را آزاد كرد و گفت : « عجزت النّساء ان يلدن عليا و لو لا على لهلك عمر و قال اللّهم لا تبقنى لمعضلهء ليس لها علىّ . » -

--> ( 1 ) - بقره ، 233 . ( 2 ) - احقاف ، 15 .