القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

195

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

« و يعطف الرّاى على القرآن اذا عطفو القرآن على الرّاى » بعد از آنكه براى راه‌يابى زندگى از روى غرض و مرض به منظور تشخيص برنامه زندگى قرآن را به آراء فاسده خود عرضه مىكردند و بشريت گمراه از اصلاح جامعه نااميد شد و راه نجات ديگرى به جز قرآن قابل تصور نبود ، ناگزير آراء خام بشرى ، براى فهم حقيقت ، به قرآن عرضه مىشوند و ملاك تشخيص حق از باطل قرآن مىشود نه آراء فاسده بشرى و اين خبرى قطعى بر ظهور « مهدى » عليه السلام و تشكيل « حكومت واحده جهانى اسلاميه » توسط آن حضرت است . مدعيان دروغين را سخيت در علم كجايند در نهج البلاغه مىفرمايد : « اين الّذين زعموا الرّاسخون فى العلم دوننا كذبا و بغيا علينا انّ اللّه رفعنا و وضعهم و اعطانا و حرّمهم و ادخلنا و اخرجهم و بنا يستعطى الهدى و بنا يستجلى العمى » « 1 » كجايند آنان كه گمان مىكنند كه خود راسخون در علم و داناى به ژرفاى اسرار سنت تكوينى و تشريعى آفرينش باشند ، جز ما ؟ ادعايشان دروغ است زيرا خداوند ما را برترى داده و آنان را با چنين ادعايى كه جز از فرومايگان نباشد ، خوار كرده است . آنان بر ما ستم روا داشته‌اند . تنها راسخيت در علم به ما عطا شده و جز ما از آن بىبهره‌اند . ما را در دانش استوار داخل و ثابت قدم نموده و مدعيان پرمدعاى بىمحتوا را خارج كرده است . حق اين است كه پيشوايان راستين دين از قريش و از هاشم به وجود آمده‌اند كه مائيم . هدايت و راه رشد به وسيله ما درخواست مىگردد و بينايى از كوردلى و گمراهى از هدايت به وسيله ما از يكديگر تشخيص داده شوند . در نهج البلاغه مىگويد : « و اللّه لو شئت ان اخبر كلّ رجل منكم بمخرجه و مولجه و جميع شأنه لفعلت و لكن اخاف ان تكفروا فىّ برسول اللّه الا و انّى مغيضه الى الخاصّهء ممن

--> ( 1 ) - خطبه 114 .