القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
194
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
آن حضرت خنديد و گفت اى برادر كلبى اين علم غيب نيست بلكه اين فراگرفتنى از صاحب دانش بزرگ است : « و انّما علم الغيب علم اسّاعه و ما عدّده اللّه سبحانه بقوله » : « إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ » « 1 » الايه : جز اين نيست كه علم غيب علم به وقوع و چگونگى قيامت است و آنچه خداوند آن را علم غيب دانسته ، مىباشد . چنان كه در قرآن فرموده است : همانا علم قيامت در نزد خداست ( كه در آينده است ) « فيعلم سبحانه ما فى الارحام من ذكر و انثى و قبيح و جميل و سخى و بخيل و شقى و سعيد و يكون فى النار حطبا او فى الجنان للنّبيين مرافقا فهذا علم و الغيب الّذى لا يعلمه الّا اللّه و ما سوى ذلك فعلم علّمّه اللّه نبيّه . » - « خدا آنچه در رحمها است از نر و ماده و زشت و زيبا و بخشنده و بخيل و بدبخت و خوشبخت را مىداند و مىداند چه كسى در جهنم هيزم آتش و چه كسى با انبياء رفيق است پس اين علم غيب است و غيبى كه خداوند فقط آن را غيب مىداند ، و جزء آن دانشى است كه خداوند به پيامبرش ياد داده است . « فعلّمنيه و دعالى بان يعيه صدرى و تضطم عليه جوارحى . » - « پس رسول اكرم ( ص ) آن را به من ياد داد و از خداوند براى من درخواست نمود كه سينه مرا پر كند و اعضاء و جوارح ( حواس ) مرا بدان حساس و دريافتكننده حوادث نمايد . در نهايت تمام انسانها به هدايت بازگشت مىكنند اشاره به ذكر حوادث ناگوار مىفرمايد ( بعد از آنكه جوامع انسانى و مسلمانى ، روش غير الهى را سپرى كرد ) ( يعطف الهوى على الهدى ) اسب سركش هواپرستى و طاغوت مشربى ناچار به سوى رشد و هدايت و مكتب و توحديد اسلام و خط فكرى ائمه عليه السلام عطف توجه و بازگشت مىكند ، و اين زمانى خواهد بود كه ( بدخواهان ) هدايت را با ايستادن در برابر حق ، به سوى هوى سوق دادهاند . شده
--> ( 1 ) - لقمان ، 34 .