فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

37

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي )

به حق شاه رضا ساكن حظيرهء قدس * به حقّ شاه تقى و نقى صبور محن به حق عسكرى حجت خدا مهدى * كزين دوازده ده نجات روح و بدن « 1 » فداى خاك رضا باد صد روان امين * كه اوست چارهء درد و شفيع ذلت من فضل به دنبال آن از زيارت « خليفة الرحمانى » يعنى محمد خان ازبك ، از مشهد مقدس ياد مىكند و اينكه « بر فوق بارگاه حضرت امام ، محلى كه نقارهء نبوت حضرت امام مىزنند ، جماعت نقارچيان اردويهء همايون و نفيرچيان ايستاده ، مترصد آنكه چون موكب همايون برسد نقاره كوبند و نفير نوازند » . « 2 » پس از آن از خضوع سلطان در برابر بارگاه امام ياد مىكند و در ادامه ، حديث سلسلة الذهب را براى تبرّك نقل و ترجمه مىكند . « 3 » وى در ادامه ياد از خضوع شاه ، مطالبى آورده كه نقل آنها براى شناخت موضع ابن روزبهان مفيد است « . . . و چون از كشيدن سفره ، فراغ حاصل آمد نقباء روضهء مطهره و سادات و خدّام ، علمى سبزى مهيا ساخته همچون علم اخضر اهل بيت كه سايه‌افكن اهل اسلام و رايت دولت‌افزاى اصحاب ايمان است ، با عصا و شمشيرى ، غلاف او در پولاد گرفته و هيئت صنعت به غايت نفيس مصنوع ساخته و مىنمودند كه سالهاست كه از نفايس مخزونات خزينهء روضهء مقدس است و ديگر اساس پادشاهانه به رسم پيشكش پيش آوردند و عرضه داشتند كه اين علم و شمشير حضرت امام است كه سزاوار موكب حضرت خليفهء زمان و امام انام است ؛ چون علم و شمشير پيش حضرت آوردند ، حضرت خليفة الرحمانى از مقام اعظام و اكرام رعايت ادب و حرمت فرموده به قيام و استقبال اقدام نمودند و رسوم تكلفى كه در گرفتن علم و شمشير از پادشاهان بزرگ مىباشد بجاى آوردند ؛ فى الجمله از شرايط تعظيم و رعايت لوازم ادب و احترام كه دلالت بر كمال مودّت و موالات با اهل بيت مىكرد دقيقه غير مرعى نماند ؛ چنانچه بر همگان كمال ارادت و ممالات و محبت و موالات ايشان يا ائمه اهل بيت ظاهر و باهر باشد بىآنكه از جادهء متابعت اهل سنت و جماعت در اعمال و افعال و اعتقادات قدم بيرون نهند همچو جماعت منحوسهء قزل‌بورك ( صفويان ) دمرهم اللّه تعالى تدميرا كه ايشان موالات اهل بيت را منحصر مىدانند بر سبّ و لعن صحابه كرام ؛ چه كمال محبت آنست كه رعايت ادب با تمام دوستان و ارقاب و احباب محبوب بجاى آورند .

--> ( 1 ) . همان ص 338 ؛ متن كامل اشعار را در انتهاى شرح حال امام رضا عليه السّلام در كتاب حاضر آورده‌ايم . ( 2 ) . همان ص 339 . ( 3 ) . همان صص 343 - 345 .