عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

171

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

دست فلك الافلاك بر دامن جود او * انسان كه شده خلقت ، از يمن وجود او خواهى كه علوم آرى در دست ، درود او * گويم خبر « لولاك » ، البته شهود او قرآن به گواهى گفت : مشكوة ، در او مصباح * سلطان همه اجسام ، مولاى همه ارواح تا چند پى اغيار ، گردى تو در اين صحرا * در كنه وجود تست آن وجه هو الاعلى طوطىّ روان تو ، از منطق او گويا * اين عالم خلقت هست يك قطره از آن دريا كى مىشود اى قطره ، يك لحظه به خود آيى ؟ * در ظلّ لواى حق ، يك چند بياسايى ؟ يا جواد الائمه بحر جود و احسان * در جهان جواد است صاحب لوا و * حكم عدل و داد است كز حريم جاء الحق * هست والى مطلق يا كريم يا ربّ * جان به جسم عالم نوح كشتى جان * مظهر جلال است دستگير امكان * سدرهء قوانين است او مروّج دين است * يا كريم يا ربّ شد شهيد از كين * از جفا و نيرنگ پيشواى آئين * شد ز غصّه دلتنگ در مصائب آن شاه * يا كريم يا رب يا كريم يا رب * كام خشك و عطشان همچو جدّ اطهر * دل شكسته ، محزون زادهء پيمبر * آن كه قلب او خسته در به روى او بسته * يا كريم يا ربّ چون حسين جسمش * بوده وا مصيبت با اشاره گويم * تا صف قيامت ما سوا عزادارند * خون ز ديده مىبارند يا كريم يا ربّ * بوستان عمرش فصل گل خزان شد * بلبل روانش از نظر نهان شد * او چراغ محفل بود نور كعبهء دل بود * يا كريم يا ربّ هر كجا ببينم * ذكر يا جواد است بر دل عزيزان * داغ غم نهاده است ذكر يا حسين گويم * تا جواد را جويم يا كريم يا ربّ