عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

135

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

. . . و بالاخره جنايت ام الفضل « ام الفضل » از روى عمد پارچه‌اى را به سمّ آغشته كرد و پس از آن كه امام عليه الصلاة و السلام ، مدّت زمانى با وى بود ، آن را به ايشان داد . امام عليه الصلاة و السلام كه نزديك بودن اجل حتمى و حكم قطعى خداوندى را مىدانست ، دستمال را گرفت و از آن استفاده كرد . پس از آن كه سمّ در بدن مبارك آن حضرت نفوذ كرد و حرارت آن را حسّ فرمودند ، رنگ چهرهء ايشان دگرگون شد . در اين هنگام « ام الفضل » به گريه افتاد . او از كارى پشيمان شده بود كه كوههاى عظيم را مىلرزاند و آسمان از آن شكافته مىشود . امام عليه الصلاة و السلام خطاب به او فرمودند : اين چه گريه‌اى است ؟ خداوند را قسم مىدهم كه تو را به فقرى جبران‌ناشدنى و مرضى آشكار مبتلا فرمايد . پس از آن « ام الفضل » - لعنة اللّه عليه - در پنهان‌ترين عضو بدنش به مرض « ناسور » مبتلا شد . اين بيمارى ، زخمى بود كه هر بار ، پس از بهبود موقّت ، مجددا عود مىكرد . او هر چه داشت براى درمان اين زخم صرف كرد . بطورى كه مدتى بيش نگذشت كه در نهايت تهيدستى به كمك و بخشش مردم نيازمند شد « 1 » . و مرتبا نزد پزشكان مختلف

--> ( 1 ) - اثبات الوصيه ، ص 190 دلائل الامامة ، ص 209 و عيون المعجزات ، ص 118 . آورده‌اند كه : « ام الفضل » ، حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام را به وسيلهء انگور رازقى مسموم كرد . در مدينة -