عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

123

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

اول خود بازمىگشت و خلافت در خانواده بنى عباس ، هميشگى مىشد . « 1 » اين فكر در ضمير « مأمون » بسيار قوى بود ، و آن را حتى از خواص و نزديكانش نيز مخفى مىكرد . سرانجام روزى به « فضل بن سهل ( ذو الرياستين ) » گفت كه قصد دارد از خاندان « ابو طالب » مردى را بعنوان امام برگزيند و براى اين كار كسى را سزاوارتر از حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام نديده است . « فضل » ، بىخبر از همه‌جا ، در حالى كه از نيت پليد « مأمون » آگاهى نداشت براى مشخص كردن زمان بيعت ، شروع به فعاليت كرد . و براى اين كار ، زمانى را انتخاب كرد كه طالع سرطان در برج مشترى بود « 2 » . اين گفتگوها ما را از راز پنهان « مامون » - لعنة اللّه عليه - در مورد نيكى كردن به حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام ، احترام كردن به حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام ، بزرگداشت افراطى و مبالغه‌آميز آن دو بزرگوار در حضور مردم ( و بدگويى و خباثت در غيابشان ) ، و نيز مقدم داشتن آن دو امام بر خويشان و نزديكان خود در خاندان « بنى عباس » ، آگاه مىكند . « مأمون » هيچ مقصودى از انجام اين امور نداشت جز آن كه آتش جگرهاى سوختهء شيعيان را از مصايبى كه عترت پاك پيامبر عليهم السلام در طول تاريخ از خلفاى ستمگر و غاصب و بىدين ديده بودند ، به ظاهر آرامش بخشيده و تسكين دهد . آتشى را كه در نتيجهء رفتار و ستم پدرانش پايه‌ريزى شده بود . آتش زير خاكسترى را كه در دلها فوران مىكرد و با هيچ وسيله‌اى به خاموشى نمىگراييد ، مقصود « مأمون » از خاموش كردن آتش خشم و نفرت دلهاى شيعه به ظاهر جبران ستمهاى گذشته بود ، اما در پنهان ، آن دو امام بزرگوار را سرزنش مىكرد و دشنام مىداد . بطورى كه هيچگونه اتهامى متوجه او نمىشد . و با كمال

--> ( 1 ) - از اين گفتگو و امثال آن ، علت امتناع حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام از قبول ولايت عهدى روشن مىشود . و گرنه عقلانى نيست كه امام عليه الصلاة و السلام ؛ هنگامى كه مىخواهند بدون هيچ‌گونه مانعى حكومت را به عنوان حقى واجب به او بازگردانند ، از قبول آن سر باز زند ! ( 2 ) - اخبار الحكماء ، قفطى ، ص 149 و اعلام الورى ، طبرسى ، ص 194 و فرج المهموم ، شريف ابن طاووس ، ص 142 . ( چاپ نجف ) ، راجع به « فضل بن سهل » از برادر او اين مطلب را نقل كرده است . همان را كه اخبار الحكما نقل كرده است شريف بن طاووس نيز آورده است .