عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
122
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
عاقبت مىباشد و اين مطلب مهم بر « ذو الرياستين » مخفى است . « مأمون » ، به دليل آشنايى « عبد اللّه بن سهل » به ستارهشناسى ، اين رأى را پذيرفت . اما او را از بازگو كردن مطلب به « ذو الرياستين » برحذر داشت تا مبادا تصميم نهايىاش با شكست مواجه شود . سپس راز بسيار پنهان خود ، در مورد واگذارى ولايت عهدى به حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام را با « عبد اللّه » در ميان گذاشت . « مأمون » دريافته بود كه ، فرزندان ابو طالب از ديدگاه حكومت بنى عباس مخفى و پنهان هستند ، زيرا از حكومت مىترسند . و عوام مردم همان گونه كه به پيامبران اعتقاد دارند به آنها معتقدند . و دربارهء آنان مطالبى را در حد اغراق قايل هستند . اين اغراقها ، سبب كفر و ارتداد مردم است . لذا « مأمون » ، بر آن شد تا عوام را به سبب اين عمل عقوبت كند . بهترين عقوبت به نظر او ، مجازات خاندان « ابو طالب » بود . اما انديشيد كه مجازات اين خاندان شريف ، سبب مىشود تا بيشتر مورد توجه واقع شوند . و پس از آن از شورش افرادى كه عليه پادشاهى او تلاش مىكنند در امان نخواهد بود . لذا موضوع را اين چنين بررسى كرد كه ؛ اگر خاندان « ابو طالب » بر مردم آشكار شوند و مانند ستمگران ، اعمال خلاف و فسق انجام دهند ، اعتبار خود را از دست خواهند داد و به جاى اين كه ستايش شوند ، مورد نكوهش قرار خواهند گرفت . حال براى بيرون آوردن فرزندان ابو طالب از خفا دو راه پيش روست . اول اين كه اعلان شود كه آنها در امانند و مجبورند كه خود را بنمايانند . اما اين راه موجب ترس و سوء ظن آنان مىشد و بيش از پيش خود را مخفى مىكردند . راه دوم به منظور سركوب نسل « ابو طالب » ؛ مقدم داشتن و برترى دادن به پيشوا و بزرگ آنان بود . اين عمل شيعيان را شادمان مىكرد و از مخفيگاهها بيرونشان مىآورد ، و از سوء عاقبت آنها را اطمينان مىبخشيد . سپس حكومت تمام حركاتشان را زير نظر مىگرفت تا زمانى كه اعمال خلاف شريعت مرتكب شوند ، و آنچه را كه سعى در پنهان كردنش داشتند ، آشكار كنند و روشن شود كه فرزندان حضرت امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه الصلاة و السلام به دنبال شهوات و ظواهر دنيا هستند ، و بدين ترتيب ارج و منزلت آنان ، نزد مردم از بين مىرفت و كار مأمون ، يعنى مسأله خلافت و ادارهء جامعه به حال