عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

105

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

عمّه ، چگونه او خبردار گرديد ، گويى ساحر است ؛ به خدا سوگند تا جمالش بر من طالع شد ، آنچه هنگام عادت براى زنان رخ مىدهد ، برايم اتفاق افتاد . « ام جعفر » متحيّر و مبهوت رو به سوى حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام كرد و پيرامون ما وقع سؤال كرد . حضرت فرمودند : اين اتّفاق ، از امور پنهان زنان است . عرض كرد : آيا شما علم غيب مىدانيد ؟ فرمودند : خير . عرض كرد ، آيا بر شما وحى نازل مىشود ؟ فرمودند : خير . عرض كرد : پس چگونه اين مطلب را دانستيد ؛ در حالى كه جز خداوند كسى از غيب آگاه نيست . امام عليه الصلاة و السلام فرمودند : من آن را بواسطهء علم خداوند دانستم . عرض كرد : داستان بزرگ شمردن توسط زنان چه بود ؟ فرمودند : آنچه براى « امّ الفضل » از امر ماهانه‌اش حاصل شد . « 1 » هنگامى كه حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام قصد خروج از بغداد و جدا شدن از « مأمون » را داشتند و همسرشان نيز با ايشان بود ، مردم تا كوفه آن حضرت را مشايعت كردند . چون به « دار المسيب » رسيدند ، وقت نماز مغرب شده بود . در مسجد وارد شدند . در صحن مسجد درخت سدر خشكى بود كه ميوه نمىداد . حضرت در نزد ساقهء آن وضو ساختند و نماز مغرب را به جماعت برگزار فرمودند : در ركعت اول ، حمد و سورهء « إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ . . . » و در ركعت دوم حمد و سورهء « قُلْ هُوَ اللَّهُ . . . » را قرائت فرمودند و آنگاه نماز را تا ركعت سوم ادامه دادند . بعد از اشتغال به ذكر خداوند ، چهار ركعت نماز نافله ، تعقيبات آن ، سجدهء شكر « 2 » و سرانجام نماز عشاء را پس از يكديگر ، به جاى آوردند . « 3 » سپس به سوى آن درخت تشريف بردند . در آن جا بود كه مردم ميوه‌هاى خوبى را بر آن مشاهده كردند و از آن خوردند ؛ ميوه‌اى بود شيرين و بدون هسته . « 4 » در حديث « ابن شهر آشوب » آمده است كه « شيخ مفيد » از آن ميوه خورد و هسته‌اى در آن نيافت . « 5 »

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 12 ، ص 129 . به نقل از مشارق الانوار . ( 2 ) - ارشاد ، شيخ مفيد . ( 3 ) - مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 434 . ( 4 ) - اعلام الورى ، ص 205 . ( 5 ) - مناقب ، ج 2 ، ص 434 .