عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
76
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
ماسهء قرمز اتفاق كردند ، چون غبار ندارد و جلاى كاغذ را از بين نمىبرد ، وانگهى رنگ سرخ ، شادىبخشتر است . مدائنى گويد : از خاك ديوارها اكراه داشتند و برادهء چوب و چوبك را ترجيح دادهاند . يكى از بزرگان با خاكهء صندل كاغذ را خشك مىكرد و مىگفت : بر حديث پيغمبر ( ص ) خاك نمىپاشم . حيوة بن شريح به صحرا مىرفت و گل سياه مىآورد و آن را خشك و الك مىكرد ، آنگاه نوشته را با گرد آن خشك مىنمود . رافعى و بعضى شافعيان ديگر ، خاك برداشتن از جدار قبور را جايز ندانستهاند كه نوعى غصب و تجاوز است . ( 1 ) اصطلاحات نامههاى پيغمبر ( ص ) پيغمبر ( ص ) بيشتر نامههايش را با عبارت « من محمد رسول الله الى فلان » آغاز مىكرد ، يا با لفظ « اما بعد » ؛ و گاه نيز با لفظ « هذا كتاب . . . » ، « اسلم انت » . و غالبا نام يا شهرت طرف مكاتبه را در اول مكتوب مىآورد ، و اگر طرف مكاتبه فرمانروا بود ، بعد از نام وى « عظيم القوم » يا « ملك القوم » و يا « صاحب مملكة » مىافزود . معمولا پيغمبر ( ص ) از خود در نامهها با ضمير مفرد ياد مىكرد ، و گاه به لفظ جمع ؛ و طرف خطاب را اگر فرد بود به صيغهء مفرد ، و اگر دو تن بودند به صيغهء تثنيه ، و اگر سه يا بيشتر بودند به صيغهء جمع خطاب مىكرد . در صدر نامه ، به ويژه اگر طرف مسلمان بود « السلام عليك » ذكر مىشد . گاه بعد از سلام « احمد اليك الله الذي لا إله الا هو » و يا كلمهء تشهد ؛ و در آخر نامه « و السلام » يا « و السلام عليك و رحمة الله و بركاته » و در خطاب به كافر « و السلام على من اتبع الهدى » مىآورد و گاه سلام را به كلى از قلم مىانداخت . هر كس نصوص مكاتبات پيغمبر ( ص ) را در طبقات ابن سعد بنگرد ، در مىيابد كه كاتب نيز اسم خود را در آخر نامه آورده تا شاهد صدور نامه از سوى حضرت باشد . ( 2 ) كيفيت خطاب فرمانروايان عصر به آن حضرت اميران سريّهها و نيز فرمانروايانى كه مسلمان شده بودند در خطاب به حضرت ، اول نام او را مىبردند سپس نام خود را با ستايش و ثناى حضرت ، و پس از « اما بعد » بيان مقصود مىنمودند ، و با سلام نامه را ختم مىكردند . فرمانروايان غير مسلمان ، نخست نام خود را و چه بسا نخست نام حضرت را مىنوشتند و معمولا به صيغهء جمع حرف مىزدند ، و چه