عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
77
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
مسلمان و چه كافر از حضرت به صيغهء مفرد ( كاف و تاى خطاب عربى ) ياد مىكردند . نامههاى پيغمبر ( ص ) معمولا با « بسمله » شروع مىشد كه در همهء امور نيكو است . نخست « باسمك اللهم » مىنوشتند ، آنگاه « بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها و سپس « بسم الله ما شاء الله » تا آنكه آيهء بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ در سورهء نمل ( آيه 30 ) نازل شد ، و حضرت نيز از آن پس بدان گونه نامه نوشت . ابن مسيب گويد : وقتى نامه پيغمبر ( ص ) به قيصر رسيد ، گفت : بعد از سليمان بن داود « بسمله » نديدهام . ابن حجر در فتح البارى گويد : عادت شرعى و عرفى در مكاتبات شروع با حمد نيست ، بلكه با « بسم الله » است ؛ چرا كه به مفاد آيه تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ « 1 » نام خدا مورد اتفاق همه اهل كتاب است . ابن باديس ذيل حديث نامه نوشتن پيغمبر ( ص ) به حاكم شهر ايله ( - بيت المقدس ) كه نصرانى بود گويد : افتادن « بسم الله » به دست غير مسلمان جايز است ؛ هم چنان كه بر سكه نيز نقش كلمه جلاله هست و به سرزمين كفار مىبرند . ( 1 ) التزام حضرت به كلمهء « اما بعد » در نامهها و خطبهها شمس سفارينى در شرح منظومة الآداب گويد : به كار بردن « اما بعد » در خطبهها و مكاتبات مستحب است ؛ همان كارى كه پيغمبر ( ص ) مىكرد ، چنان كه در روايت سى و پنج بلكه چهل صحابى در نقل خطبهها ، كلمه « اما بعد » آمده است . ( 2 ) احتياط پيغمبر ( ص ) در مكاتبات شيخ زروق در حواشى الصحيح گفته است : پيغمبر ( ص ) از اين جهت هرقل را « عظيم الروم » خطاب كرد كه اگر « ملك الروم » مىگفت ، به نوعى حكومت وى را به رسميت شناخته بود و غير مسلمان شايسته عنوان « ملك » نيست . در عين حال ، حضرت از بزرگداشت هرقل مضايقه نفرموده تا در آغاز دعوت دلش نرم شود . ( 3 ) اصيلترين نامهء پيغمبر ( ص ) كه موجود است درستترين سندى كه تاريخ از نامههاى پيغمبر ( ص ) براى ما حفظ كرده ، نامه آن حضرت به هرقل است كه در چند جاى صحيح بخارى آمده ، و نصّش اين است : « بسم الله الرحمن الرحيم ،
--> ( 1 ) . آل عمران ، 64 .