عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

47

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

بر اساس تخمين و دروغ حرام است ، كه خداوند فرموده : « وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » . « 1 » در شرح اقرب المسالك درديرى آمده است تعبير رؤيا از روى كتب ( مثلا كتاب منسوب به ابن سيرين ) نارواست ؛ چرا كه تعبير خواب منوط به فهم احوال و اوقات ، و هوشمندى و معنايابى است . از مالك پرسيدند : آيا بدون علم مىتوان تعبير كرد ؟ گفت : آيا با نبوت مىتوان بازى كرد ؟ يعنى رؤيا جزئى از اجزاى نبوت است . پيغمبر ( ص ) از خواب اصحاب ، برداشت حكم مىكرد همچون رؤياى اذان و ليلة القدر ، و اين همه مبتنى بر آن است كه رؤيا ، نوعى وحى باشد ؛ هم چنان كه قرطبى اشاره نموده و الآبى نقل كرده است . شيخ ابو الحسين التازى در اين باره گويد : هر كس فى المثل كتاب تعبير خواب على بن ابى طالب قيروانى را ببيند و خوابها و جوابهاى آنها را بنگرد ، مثل مقلد كه به رسالهء مجتهد نگاه مىكند ، ممكن است در نظيره‌سازى دچار غلط شود . ( 1 ) مؤلف گويد : كتاب منسوب به ابن سيرين در تعبير ، از سخيف‌ترين دروغهايى است كه به گذشتگان بسته‌اند و نمىشود تصور كرد كه آن از نخستين نوشته‌هاى تابعان باشد ؛ چرا كه آن روش بعدها شيوع يافت . شهاب مرجانى در وفية الاسلاف « 2 » گويد : ابراهيم بن عبد الله كرمانى در تعبير تصنيف كرد . پس از آن علماى اسلام كتابهاى زياد در آن فن نوشتند كه در زمان ما بيشتر آن را به ابن سيرين منسوب مىدارند ، و البته ممكن است نقل قول از او باشد نه تأليف خود او . ابن القيم در الطرق الحكمية فى السياسة الشرعية « 3 » گويد : ابن سيرين و اصحابش نوشتن حديث را روا نمىدانستند ، چه رسد به تعبير رؤيا . به هر حال ، كتاب عبارة الرؤيا لأبي بكر محمد بن سيرين المعبر در دو جزء با سلسله سندى از هشام به ابن سيرين روايت مىشود كه بايد دانست هشام كيست و آيا ابو بكر محمد بن سيرين ، همين ابن سيرين تابعى است يا غير اوست ؟ در هر حال ، تعبير رؤيا از باب فتوا محسوب است ؛ چنان كه در قصه پادشاه مصر آمده : « يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ » . « 4 » ( 2 ) راغب اصفهانى گويد : علم رؤيا جزء علم فراست است و خداوند در همهء كتابهاى آسمانى آن را بزرگ داشته است . رؤيا ، كاركرد نفس ناطقه است و هرگاه حقيقتى نداشت ، ايجاد اين قوا در انسان بىفايده مىبود و خداوند كار عبث نمىكند . رؤيا دوگونه است : يكى

--> ( 1 ) . اسراء ، 36 . ( 2 ) . شهاب مرجانى ، وفية الاسلاف و تحية الاخلاف ، ص 298 . ( 3 ) . ابن القيم ، الطرق الحكمية ، ص 256 . ( 4 ) . يوسف ، 43 .