عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

45

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

عدم رضايت از حكم آنها ، شاكيان داورى را نزد حضرت مىآوردند . ابن الجوزى در كتاب المدهش اسامى فتوادهندگان زمان پيغمبر ( ص ) را چنين ذكر كرده است : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ( ع ) ، عبد الرحمن بن عوف ، ابن مسعود ، معاذ بن جبل ، زيد بن ثابت ، ابو درداء ، ابو موسى و سلمان . ابن الجوزى در كتاب عجيب التلقيح نيز كه من نسخه‌اى از آن دارم ، اين اسامى را عينا ذكر كرده است . در الاصابة « 1 » در احوال ابىّ بن كعب مىنويسد كه در وقايع و حوادث ، عمر نظر وى را مىپرسيد و در مشكلات از وى داورى مىخواست . در احياء العلوم آمده كه ده و اندى از اصحاب پيغمبر ( ص ) خود را مفتى مىدانستند ، همچون ابن عباس ، ابن مسعود ، ابو درداء ، على ( ع ) ، حذيفه ، معاذ ، ابو هريره ، انس ، زيد بن ثابت ، عمر و عايشه . اصل عبارت از قوت القلوب است . ( 1 ) ابن سعد در طبقات از سهل بن ( ابى ) خيثمه نقل مىكند مفتيان زمان پيغمبر ( ص ) سه تن از مهاجران بودند : عمر ، عثمان و على ( ع ) ، و سه تن از انصار : ابى بن كعب ، زيد بن ثابت ، معاذ بن جبل . نيز از خراش اسلمى نقل است كه عبد الرحمن بن عوف نيز از مفتيان زمان پيغمبر ( ص ) بود . در خاتمه مجمع بحار الانوار فتنى آمده است كه پيغمبر ( ص ) فتواى غير خود را انكار نمىكرد ؛ چرا كه از تعليمات حضرت نشأت مىگرفت و از اين رو ، چهارده تن در زمان پيغمبر ( ص ) فتوا مىدادند . سيوطى در تدريب الراوى از ابن حزم نقل مىكند كه بيشترين فتواها به طور مطلق از شش تن نقل شده : على ( ع ) ، عمر ، ابن مسعود ، ابن عمر ، ابن عباس ، زيد بن ثابت به اضافهء عايشه كه از فتواهاى هر يك مىتوان كتاب حجيمى فراهم نمود . نيز بيست تن ديگر از لحاظ تعداد فتوا در مرتبه بعد قرار مىگيرند : ابو بكر ، عثمان ، ابو موسى ، معاذ ، سعد بن ابى وقاص ، ابو هريره ، انس ، سلمان ، عبد الله بن عمرو عاص ، جابر ، ابو سعيد ، زبير ، عبد الرحمن بن عوف ، عمران بن حصين ، ابو بكرة ، عبادة بن صامت ، معاويه ، ابن زبير و ام سلمه كه از فتواهاى هر يك ، مىتوان جزوه كوچكى فراهم كرد . همچنين ، يكصد و بيست صحابى ديگر هستند كه بسيار كم فتوا داده‌اند . ( 2 ) كسانى كه واسطه بين پيغمبر ( ص ) و مردم بودند از انس بن مالك نقل است كه ما هرگاه مىخواستيم چيزى از پيغمبر ( ص ) درخواست كنيم ،

--> ( 1 ) . ابن حجر عسقلانى ، الاصابة ، ص 16 .