عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
30
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
اذنخواهى تا دو بار جايز است . از حديث اذن خواستن عمر بر مىآيد كه حضرت در وقت خلوت خود ، دربان تعيين مىكرده ؛ و گرنه عمر ، خود اذن دخول مىطلبيد . ( 1 ) تنبيه - قرافى بدعتها را به پنج گونه تقسيم مىكند . قسم سوم ، آنهاست كه از راه استحباب پيدا شده ، مثل نواختن شيپور براى پيشوا و قاضيان و واليان ، بر خلاف آنچه در زمان صحابه بود . و جهش اين است كه مقاصد و مصالح شرعى ، جز با تعظيم واليان در نفوس حاصل نمىشود و مردم زمان صحابه ، عظمت را در ديانت و هجرت و سابقه مىديدند ، تا آنكه نظام مختل شد و در قرن بعد ، جز با شيپور ، آن عظمت اظهار نمىشد . عمر شخصا نان جو و نمك مىخورد و براى كارگزارش نصف گوسفند در روز جيره تعيين كرده بود ؛ زيرا مىدانست در غير اين صورت - يعنى با تجمل - در نظر مردم خوار مىشود و بر مخالفت گستاخ مىشوند ، اما همو وقتى به شام رفت ، ديد معاويه به روش شاهان حاجب دارد با اسبان گرانبها و لباسهاى با شكوه و عالى ، قضيه را پرسيد ، معاويه گفت : ما در سرزمينى هستيم كه به اين ظواهر نياز داريم . عمر گفت : نهى نمىكنم ، امر هم نمىكنم ؛ يعنى خود بهتر مىدانى . اگر واقعا نياز به اينها هست ، خوب است و اگر نياز نيست ، بد است . معلوم مىشود اوضاع و احوال واليان و پيشوايان به نسبت مكانها و زمانهاى مختلف ، فرق كند و از اين جهت است كه نيازمند تغيير آرايهها و آيينها هستند كه كهنه نباشد . ( 2 ) خادمان پيغمبر ( ص ) از بنده و آزاد در شرح المواهب آمده است كه خادم اعم است از كنيز و غلام . عامرى در بهجة المحافل به نقل از ابن جماعه در مختصر السير ، يازده نفر را نام برده است كه از آن جمله است ابو حمزه انس بن مالك ، هند بنت حارثه اسلمى ، اسماء بنت حارثه اسلمى ، ربيعة بن كعب اسلمى كه به گفته ابن الجوزى در مختصر الحلية ، بر در اتاق پيغمبر ( ص ) مىخوابيد و به نوشتهء الاستيعاب در سفر و حضر همراه پيغمبر ( ص ) بوده است . در شرح المواهب آمده است كه ربيعه تا زمان رحلت در خدمت پيغمبر ( ص ) بود و پس از آن ، از مدينه بيرون رفت . در درّ السحابه از ابا حذيفه مهاجر مولاى ام سلمه ياد مىكند كه پنج سال خادم پيغمبر بودم ، يك بار نفرمود كارى كه كردى ، چرا كردى و كارى كه نكردى ، چرا نكردى . خادمان پيغمبر از موالى موالى جمع مولى است كه هم بر آزادكننده و هم بر آزاد شده اطلاق مىشود و در اينجا مراد