عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
28
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
ملاقاتش با ابو درداء ، ابو درداء از علقمه مىپرسد : « آيا آنكه راز پيغمبر ( ص ) را كسى جز او نمىدانست ، با شما نيست ؟ » . مؤلف گويد : در اسد الغابه آمده است حذيفه صاحب سرّ رسول الله بود و كسى جز او منافقان را نمىشناخت و پيغمبر ( ص ) وى را آگاهانيده بود . عمر از حذيفه پرسيد : آيا ميان كاركنان من كسى از گروه منافق هست ؟ حذيفه گفت : يكى هست . عمر گفت : كدام است ؟ حذيفه گفت : نام نمىبرم . ( 1 ) كسى كه اذن دخول مىداد قضاعى گويد : انس بن مالك از پيغمبر براى دخول اشخاص اذن مىطلبيد و به فرموده عمل مىكرد و اين دليل بر آن است كه صغير و نوجوان هم مىتواند متصدى اين عمل باشد . در صحيح مسلم روايتى هست كه رباح بن اسود ، پدر بلال براى دخول عمر از پيغمبر ( ص ) اذن طلبيد . در بعضى روايات آمده كه رباح و اسد مولاى او ، براى اشخاص از پيغمبر ( ص ) اذن مىطلبيدند . در بعضى ديگر از تواريخ ، اسد نام مولاى انس است . البته در تواريخ ديگر ، نام مولاى مزبور آنسه يا انسه يا انيس است با كنيهء ابو يشرح يا ابو يسروح ، و گفتهاند در زمان ابو بكر درگذشت . بعضى نيز ترديد كردهاند كه انيس و انسه نام يك شخص يا دو تن است . در الاصابه در احوال عبد الله بن زغب زيادى آمده است كه از پيغمبر ( ص ) براى دخول اشخاص ، اذن مىطلبيد . ( 2 ) بعضى از وافدان اذن دخول نمىيافتند آوردهاند كه ضحاك بن سفيان و ابن ذى اللحيهء كلبى اذن دخول نيافتند و از مالك بن ابى العبدار خواستند كه براى آنها اذن بطلبد . در العقد الفريد آمده است كه ابو انسه مولاى پيغمبر ( ص ) حاجب ( پردهدار ) او بود . در صبح الاعشى مىنويسد كه حجابت در زمان خلفاى راشدين ، فقط براى دربانى و طلب اذن بوده ، نه تجاوز به حقوق مردم در حكومت . قضاعى گويد : اقتضا اين است كه خلفا از زمان صديق به بعد حجاب داشتند و متصدى اين كار « شديد » ناميده مىشد . شريف مولاى ابو بكر حاجب وى ، و يرفأ حاجب عمر بود . حمران و نائل موالى عثمان حاجبان او ، و قنبر و پيش از او بشر حاجب على ( ع ) بودند . در قصه منازعه على ( ع ) و عباس كه دعوى نزد عمر بردند ، آمده است كه عمر حاجبى به نام يرفأ داشت .