عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
143
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
شبگردى مىكرد و مولايش اسلم و گاه عبد الرحمن بن عوف را نيز همراه مىبرد . ( 1 ) در كتاب كشف مشكل الصحيحين ابن الجوزى آمده است كه در ايام هرج و مرج ، طليحه به دعوى نبوت برخاست و مردم به هم ريختند . پس ابو بكر ، على ( ع ) را بر يك مدخل مدينه ، و زبير را بر مدخل ديگر ، و طلحه را بر مدخل ديگر گماشت و عبد الله بن مسعود را به عنوان عسس داخل مدينه تعيين كرد . نگهبان روز را « ربيئة القوم » گويند و عملش را « ارتباء » يعنى از بالاى بلندى نگريستن . در الاصابة آمده است كه بديل بن ورقاء ، اوس بن ثابت ، اوس بن عرابة و رافع بن خديج ، حرس و نگهبان مدينه بودند . در درر الفوائد المنظمه محمد بن عبد القادر انصارى حنبلى آمده است كه از جمله وظايف امير محمل شريف ( امير الحاج ) اين است كه شبگرد براى حاجيان بگمارد كه متوجه اخبار ، و مانع مشاجره باشند . ابو داود از اعمش از زيد نقل كرده : كسى نزد ابن مسعود - شبگرد مدينه به دستور ابو بكر - آمد و گفت : از ريش فلانى شراب مىچكيد ! عبد الله گفت : ما از تجسّس نهى شدهايم ، اگر خلافى بر ما ظاهر شود مىگيريم . ( 2 ) در طبقات ابن سعد آمده است نخستين كسى كه بر آدمهاى مشكوك و متهم سخت گرفت ، ميخانه را آتش زد ، شرابخواره را از شهر تبعيد نمود و در شبگردى با خود تازيانه حمل كرد ، عمر بود كه بعدها به مثل مىگفتند : « لدرّة عمر اهيب من سيفكم ؛ تازيانهء عمر از شمشير شما ترسناكتر بود » . ( 3 ) زندان مردان ابو داود روايت كرده پيغمبر ( ص ) مردى را به خاطر تهمتى حبس كرد . همين حديث را ترمذى نيز آورده و گفته حسن است . در الصحيح آمده است كه پيغمبر ( ص ) سوارانى به سوى نجد فرستاد ، مردى از بنو حنيفه به نام ثمامة بن اثال را گرفتند و آوردند و به ستون مسجد بستند . ابن اسحاق در خبر بنو قريظه گويد : پس از تسليم ، در خانهء بنت الحرث انصاريه محبوس شدند . سپس پيغمبر ( ص ) به سوى بازار مدينه بيرون آمد و دستور داد چالههايى در آنجا بكنند و اسيران را دسته دسته بيرون آورده ، گردن زدند و در آن چالهها انداختند . ( 4 ) ماوردى در الاحكام السلطانيه گويد : حبس شرعى اين نيست كه كسى را در جاى تنگى بازدارند ، بلكه به معناى بازداشت شخص و منع اوست از تصرف دلخواه در امور خودش ؛ خواه اين بازداشت در مسجد باشد يا خانه ، و متولى بازداشت و همراه او ، خصم [ طرف