عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
142
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
مىدادند : « ان الصلاة جامعة » . در همان كتاب از انس روايت شده كه من در منزل ابو طلحه ساقى جماعت بودم كه از سوى پيغمبر ( ص ) ندا دادند : « الا ان الخمر حرّمت » ؛ پس شرابها در كوچههاى مدينه سرازير شد . در همان كتاب ، از زاهر اسلمى روايت است كه زير ديگ گوشت خر ، آتش مىافروختم كه ندا برخاست : « انّ رسول الله ينهاكم عن لحوم الحمر » . در سنن ابى داود از معاذ جهنى روايت است كه با پيغمبر ( ص ) به جنگ رفتيم . مردم محل استقرار را بر يكديگر تنگ كرده ، راهها را بسته بودند . منادى پيغمبر ( ص ) ندا داد : « هر كس جاى مردم را تنگ كند يا راهها را ببندد ، جهادش جهاد نيست » . در الاصابه از رفاعه روايت است كه پيغمبر ( ص ) به من فرمود : ميان مردم ندا كن كه « هيچ كس را در مقبرهء قيراندود دفن نكنند » . سند اين حديث ضعيف است . نيز آوردهاند كه پيغمبر ( ص ) در ايام تشريق در منا دو منادى فرستاد كه ندا كنند : « إنّ ايّام منى ايّام أكل و شرب » و اين حديث صحيح غريبى است كه فقط از يك طريق روايت شده است . در شكل ديگر اين روايت ، بديل بن ورقاء بر شترى كبوده سوار است و در منا ندا مىكند كه پيغمبر ( ص ) شما را از روزه در اين روزها منع مىكند ؛ اين روزها ، ايام اكل و شرب است . اين روايت را ابو نعيم و بغوى نيز آوردهاند . نيز روايت است كه پيغمبر ( ص ) به على ( ع ) ، معاذ ، بديل بن ورقاء و سجيح فرمود كه ندا كنند : ايام تشريق ايام اكل و شرب است . از ربيعه بن اميه بن خلف قرشى روايت است كه در موقفى از عرفه پيغمبر ( ص ) به من فرمود كه زير سينهء شترش بايستم و ندا دهم : « پيغمبر امر كرده است ندا كنم اى مردم اين چه سرزمينى است ؟ . . . و اين واقعه در حجة الوداع بوده است كه ربيعة بن اميه چون صداى بلند و نيرومند داشت ، سخنان پيغمبر ( ص ) را ( براى مردم ) تكرار مىكرد . ( 1 ) عسس و شبگرد در مدينه ( 2 ) از عايشه روايت كردهاند كه پيغمبر ( ص ) در ورود به مدينه ، به شبنشينى نشسته بود ، فرمود : كاش مردى ما را حراست مىنمود . در اين موقع ، صداى خش خش سلاح شنيديم . پيغمبر پرسيد : آن كيست ؟ سعد بن ابى وقاص عرض كرد : « منم سعد ؛ در دل بر جان پيغمبر ( ص ) ترسيدم ، آمدهام حراست كنم » . پيغمبر ( ص ) او را دعا فرمود . ترمذى گويد : اين حديث صحيح حسن است . توليت عسس در زمان ابو بكر ، با عمر و ابن مسعود بود و در زمان عمر ، وى شخصا