عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
130
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
مفهوم آن جز در دو نفر مصداق نيافته : يكى ابو يوسف در خلافت رشيد ، دو ديگر ابو عبد الله بن احمد بن ابى داود بن مالك ايادى در خلافت معتصم . ( 1 ) آيا قاضى و والى مستمرى دارند ؟ در الهدايه روايت كرده است كه پيغمبر ، عتاب بن اسيد را بر مكه گماشت و مبلغى براى وى تعيين كرد ، و اين ، روايت غريبى است . در طبقات ابن سعد از قول عتاب آورده است كه از وقتى والى شدهام ، جز دو جامه ( ردا و ازار ) به دستم نيامده است كه اين هر دو را به مولايم كيسان پوشانيدم . سپس مىافزايد كه گفتهاند : پيغمبر سالى چهل اوقيه ( كه هر اوقيه چهل درهم است ) براى عتاب مقرر فرمود . ابو الربيع بن سالم گويد : براى هر روزش يك درهم تعيين فرمود . در طبقات ابن سعد آمده است كه عمر ، عياض بن غنم را بر جند حمص گماشت و هر روز يك دينار و يك گوسفند و يك مد طعام براى او مقرر كرد . شريح براى قضاوت مزد مىگرفت . عايشه گويد : وصى به اندازهء كارش مىتواند بخورد و ابو بكر و عمر به اندازهء معيشت ، از بيت المال استفاده كردند . در المصنف عبد الرزاق آمده است كه عمر براى شريح قاضى و سليمان بن ربيع باهلى بابت قضاوت حقوق قرار داد . در طبقات ابن سعد آمده است كه على ( ع ) براى شريح پانصد ( درهم ) حقوق معيّن كرد ، و عمر براى زيد بن ثابت بابت قضاوت حقوق تعيين كرد و نيز آوردهاند وقتى ابو بكر خليفه گرديد صبحگاهان راهى بازار شد ( كه خريدوفروش كند ) عمر و ابو عبيده او را ديدند و گفتند بيا تا براى تو حقى تعيين كنيم و دو هزار ( درهم ) برايش تعيين كردند ، گفت بيفزاييد . پانصد ديگر بر آن افزودند . حاكم ، از بريده مرفوعا روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) فرمود : هر عاملى كه ما او را به كار مىگماريم و حقوقى تعيين مىكنيم ، اضافه بر مبلغ تعيين شده هر چه استفاده كند ، خيانت است . طبق حديث ديگرى ، عامل مىتواند از بيت المال ، مهريه و نفقه و پوشاك عيال و آنچه لازم دارد بدون اسراف و تجمل برگيرد . ( 2 ) ابو داود از ابن الساعدى نقل مىكند كه عمر مرا به كارى گماشت ، چون تمام شد ، اجرتى داد . گفتم : اين كار را براى خدا كردم . گفت : بگير ، كه من در زمان پيغمبر ( ص ) متصدى كارى شدم ، حضرت اجرتم را داد . پس براى كار به طور اعم همچون تدريس و قضا ، بر عهدهء پيشوا ( و حكومت ) است كه معيشت مدرسان و قاضيان و امثال اينها را كفايت نمايد . نيز از اين