عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
131
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
حديث برمىآيد كه اگر بدون سؤال و چشمداشت ، به عامل چيزى عطا شود ، خوب است بگيرد ، يا به قول احمد حنبل ، بايد بگيرد . ( 1 ) نظر در مظالم ( دادرسى ) شهاب مرجانى در وفية الاسلاف آورده است در مظالم ، وظيفهء نظر وسيعتر از وظيفهء قاضى است و تركيبى از قدرت حكومتى و عدالت قضايى است كه از ميان دو طرف دعوا ظالم را بيابد و متجاوز را منع نمايد و كارى كه قاضى و غير قاضى نمىتوانند پيش ببرند ، پيش ببرد . نظر در مظالم بر اساس بينه و اقرار و قرائن و امارات و تأخير در حكم تا روشن شدن حق و واداشتن طرف مراجعه بر صلح يا سوگند است . خلفا تا زمان المهتدى بالله ( معمولا ) اين كار را شخصا انجام مىدادند و گاه به قضات وامىگذاشتند . مؤلف گويد : شخص پيغمبر ( ص ) اين كار را مىكرد ، آنجا كه قضاوت قاضيان و كارگزارانش را نقد مىنمود و مورد بحث قرار مىداد ؛ چنان كه دربارهء ملك مورد اختلاف زبير با يكى از انصار نظر داد . « 1 » همچنين خلفا ، به ويژه عمر ، بسيار بر مظالم نظارت مىكرد . ما توجه خواننده را جلب مىكنيم به اينكه عمر همه ساله در مراسم حج ، اعمال واليان را پىجويى مىنمود و از مردم دربارهء كارگزاران دولت مىپرسيد و اين اصل دادگاه تجديد نظر است . ( 2 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه از قول عمر آورده است : « اگر خدا بخواهد و زنده بمانم ، تغيير سياستى ميان مردم خواهم داد ؛ زيرا مىدانم نيازمندىهايى دارند كه به من نمىرسد ، چون كارگزاران نمىرسانند و رعيت به من دسترسى ندارند . دو ماه در شام ، دو ماه در جزيره ( شمال عراق و شرق تركيهء فعلى ) و دو ماه در مصر ، و دو ماه در بحرين ، و دو ماه در بصره اقامت خواهم نمود ، و به خدا قسم سال خوبى خواهد بود » . نيز در خطبهاى گفت : « به خدا اگر شترى در ساحل فرات سقط شود ، مىترسم آل خطاب مسئول آن باشند » . گفتهاند منظور از « آل خطاب » شخص عمر است . همچنين در سيره عمر آوردهاند وى نخستين كسى است كه بازرس براى تحقيق اعمال كارگزاران و رسيدگى به شكايات تعيين كرد ، و او محمد بن مسلمه بود ، و عمر هرگاه مىخواست امرى را كما هو حقه بفهمد ، وى را مىفرستاد و از واليان گزارش كارهايشان را
--> ( 1 ) . نويرى ، نهاية الارب ، ج 6 ، ص 268 .