عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
127
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
على » ، منظور اين است كه على ( ع ) دلايل و حيلههاى دو طرف دعوا را بهتر از همه درمىيافت و اين ، افزون بر دانستن حلال و حرام است كه پيغمبر ( ص ) در مورد معاذ فرمود : « اعلمكم بالحلال و الحرام معاذ » ؛ كه ممكن است چنين آدمى ، با سادهترين شبهه فريب خورد . ( 1 ) از جمله قاضيان منصوب پيغمبر ( ص ) ، معاذ بن جبل است كه در سال فتح مكه ، پيغمبر ( ص ) وى را به جند يمن فرستاد تا اهالى آنجا را قرآن و شريعت بياموزد ، و قضاوت كند و صدقات را از كارگزاران گردآورى نمايد . ( 2 ) طبرانى از شامى با سند صحيح از مسروق نقل مىكند كه قضات در زمان پيغمبر ( ص ) شش تن بودند : عمر ، على ( ع ) ، عبد الله بن مسعود ، ابىّ بن كعب ، زيد بن ثابت و ابو موسى اشعرى . احمد و حاكم از معقل بن يسار روايت كردهاند كه پيغمبر ( ص ) به من دستور داد قضاوت كنم و فرمود : خداوند با قاضى است ، مادام كه عمدا ستم نورزد . آوردهاند دو نفر دعوى نزد پيغمبر ( ص ) آوردند ، پيغمبر ( ص ) به عمر فرمود : قضاوت كن . در احوال معاذ بن جبل در الاستبصار ابن قدامه مقدسى آمده است كه پيغمبر ( ص ) معاذ را به عنوان قاضى و امير و گردآورندهء صدقات به يمن فرستاد . در كتاب الزهر الباسم فى الذبّ عن سنة ابى القاسم تأليف ابن ابراهيم الوزير يمنى آمده است كه پيغمبر ، ابو موسى را به عنوان قاضى و گردآورندهء صدقات به يمن فرستاد . ابو موسى در زمان پيغمبر ( ص ) و خلفا نيز فتوا مىداد و قضاوت مىنمود . در كتاب در السحابه از شعبى نقل مىكند كه قضات چهار تن بودند : ابو بكر ، عمر ، ابن مسعود و ابو موسى . پس گفتهء حافظ شامى محل تأمل است كه پيغمبر ( ص ) شخص معيّنى را براى قضاوت تعيين نكرد و در مواردى خاص ، از كسانى قضاوت طلبيد . ( 3 ) در صبح الاعشى گويد : قاضى كسى است كه متولّى فصل دعاوى بين طرفين در احكام شرعى باشد و اين وظيفهاى قديمى است كه از زمان پيغمبر ( ص ) وجود داشته است چنان كه قضاعى گويد : پيغمبر ( ص ) ، على ( ع ) ، معاذ بن جبل و ابو موسى را متصدّى قضاوت يمن كرد و ابو بكر ، عمر را به قضاوت گماشت . ( 4 ) در وفية الاسلاف « 1 » آمده است اول كسى كه قاضى تعيين نمود ، پيغمبر ( ص ) است كه على ( ع ) و معاذ را به يمن فرستاد ؛ و اول كسى از خلفا كه ديگرى را به قضاوت گماشت ، عمر بود كه ابو درداء را قاضى مدينه ، ابو موسى را قاضى كوفه و شريح را قاضى بصره كرد تا بار خلافت و سياست را براى خود سبكتر كرده باشد .
--> ( 1 ) . شهاب مرجانى ، وفية الاسلاف ، ص 366 .