عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
123
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) در صفت بريد كه نزد پيغمبر ( ص ) مىفرستادند سهيلى در الروض الانف آورده است كه پيغمبر ( ص ) به اميرانش مىنوشت كه وقتى نزد من بريد مىفرستيد ، خوشروى و خوشنام باشد . مناوى در التيسير گويد : طرق اين حديث ضعيف است ، اما شواهد قوى دارد . زمخشرى گويد : بريد پيك شتابنده و تيزرو را گويند و در اصل به معناى استر بريده دنب است كه بريده و بريده شده و به بريد تعريب گشته ، و بر آدمى اطلاق گرديده است . ( 2 ) شرط خوشرويى و خوشنامى در عامل ابن باديس گويد : پيغمبر ( ص ) وقتى مىخواست پيكى بفرستد ، نامش را مىپرسيد ؛ اگر خوشنام مىبود ، حضرت به شگفت مىآمد و مىپسنديد و خوشحالى در چهرهاش ظاهر مىشد و اگر نام آن شخص خوشايند نبود ، در چهره حضرت كراهت مشاهده مىگرديد . همچنين هرگاه حضرت وارد يك آبادى مىشد ، نام آن را مىپرسيد ؛ اگر خوشنام بود ، به شگفت مىآمد و مىپسنديد و خوشحالى در چهرهاش ظاهر مىشد و هرگاه نام آن آبادى خوشايند نبود ، در چهرهء حضرت كراهت مشاهده مىشد . در طبقات ابن سعد آمده است كه پيغمبر ( ص ) نامهاى به حارث و مسروح و نعيم فرزندان عبد كلال حميرى نوشت و به وسيلهء عياش بن ابى ربيعهء مخزومى فرستاد و به او فرمود وقتى به سرزمين آنها رسيدى ، شب وارد نشو ؛ بلكه بگذار صبح شود و خوب شستشو كن و دو ركعت نماز بگزار و از خدا توفيق و قبول بخواه و آمادهء كار شو ( يا : از شيطان به خدا پناه ببر ) و نامهء مرا با دست راست به دست راست طرف بده ، كه پذيرا باشد . ( 3 ) چگونگى عهد پيغمبر ( ص ) با اميرانش قلقشندى گويد : اصل در مشروعيت عهد خلفا اين است كه به روايت ابن اسحاق و ديگران ، بعد از بازگشت وفد بنى حارث بن كعب به يمن ، پيغمبر عمرو بن حزم را والى آنها قرار داد كه بديشان دين و دانش و سنت بياموزد و صدقاتشان را بگيرد ، و دستور العملى براى وى نوشت [ كه ترجمهاش در اين كتاب آمده است ] . پس چنان كه پيغمبر ( ص ) در حيات خود امر يمن را به عمرو بن حزم تفويض كرد ، اين پشتوانه و تأييد هر عهدى است كه براى يك والى يا مأمور نوشته مىشود .