الشيخ عباس القمي ( مترجم : آيت الله كمره اى )
47
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي )
( 1 ) و أما فصاحت و زهد و تواضع و عبادت آن حضرت : اگر مورد توجه شود ، رساله از وضع خود بگردد ، و به جاى آن اخبارى در محبت پيغمبر ( ص ) نسبت به وى نقل كنيم . [ رمز 3 ] پيغمبر ( ص ) حسين را بسيار دوست مىداشت دوستى ، رابطهء وسيع و پرمعناى جامعهء بشرى است و بر سر زبان هر خرد و بزرگ و برنا و پير و دانشمند و نادان است ولى دوستىها با هم تفاوت بسيار دارند و براى دوستى معانى بسيارى است : 1 - دوستى كه از هواى نفس باشد ، اين دوستى مبدأ تمايل جنسى و
--> - جواب يكى را دادى يك سوم درخواست تو را مىدهم و اگر دو تا را جواب گفتى دو سوم آن را مىدهم و اگر هر سه را جواب گفتى همه را جواب مىدهم ، يك كيسهء سر به مهر براى من آوردهاند و اگر جواب گفتى از آن تو است ، عرض كرد : بپرسيد و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلي العظيم ، فرمود : نجات بنده از هلاكت چيست ؟ گفت : اعتماد به خدا ، فرمود : زينت مرد چيست ؟ گفت : علم با حلم ، فرمود : اگر نداشته باشد ؟ عرض كرد : ثروت با كرم و بخشش ، فرمود : اگر نداشته باشد ؟ عرض كرد : فقر با صبر ، فرمود : اگر نداشته باشد ؟ عرض كرد : صاعقهاى كه او را بسوزاند ، حسين ( ع ) خنديد و كيسه را نزد او انداخت ، در روايت ديگر است كه در آن هزار اشرفى و دو انگشتر خود را كه نگين آن دويست درهم ارزش داشت به او داد .