الشيخ عباس القمي ( مترجم : آيت الله كمره اى )
48
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي )
زيباجوئى است و اساس شهوترانى و بسيار مبتذل و بىاعتبار است و خردمندان را بدان اعتنائى نيست و آن را به چيزى نشمارند . 2 - دوستى كه از غريزه و احساس خيزد مانند دوستى نوع حيوان با وابستگان نسبى خود در حدود معينه ، اين دوستى پرمعناتر از قسم اول است و اساس پيوست عالم ماده است و از مفاسد بر كنار است . 3 - دوستى كه از دل و روح برخيزد و بر دل و روح نشيند و شايد مقام عشق و پيوستهاى معنوى پابرجا از اين قسم باشد كه گويند : ما يكى روحيم اندر دو بدن . 4 - دوستى كه از خرد و ايمان سرچشمه گيرد و اين قسم دوستى بسيار ارجمند و بهرهور است و معنويت ديانت و مسلمانى است كه مىفرمايد : همانا مؤمنان برادرند . 5 - دوستى كه از مقام نبوت خيزد و پيوست ولايت باشد و اگر چه رابطهء دوستى به معانى چند ميان پيغمبر ( ص ) و حسين بود ولى آنچه را بايد مورد اهميت دانست دوستى به اين معنا است كه پيغمبر درك مىكرد ، اساس ترويج ديانتى كه براى او مبعوث است و جانفشانى در بارهء آن مىنمايد با جانبازى حسينش مستحكم مىشود و او است كه نتيجهء رنجها و كوششهاى وى را با شهادت پابرجا خواهد ساخت . ( 1 ) شيخ اجل محمد بن شهر آشوب ( قدس سره ) در مناقب از ابن عمر روايت كرده است كه در اين ميان كه پيغمبر ( ص ) بالاى منبر خطبه مىخواند ، حسين ( ع )