الشيخ عباس القمي ( مترجم : آيت الله كمره اى )
44
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي )
دليل و قياس نباشد ، فرمود : « ما فرزندان عبد المطّلب سادات مردم هستيم » . ( 1 ) كرامت و جود آن حضرت : در روايت است كه فاطمه ( ع ) دو فرزندش حسن و حسين را نزد رسول خدا ( ص ) آورد در هنگام مرض موت آن حضرت و عرض كرد : يا رسول اللَّه ، اينان پسران تواند ، چيزى بدانها ارث بده ؛ فرمود : هيبت و سيادتم از آن حسن ، و جود و شجاعتم از آن حسين باشد ؛ مشهور است كه آن حضرت مهماننواز ، حاجت برآور ، خويش دوست بود ، به فقيران بخشش مىكرد ، خواهش سائل را اجابت مىنمود و برهنه را مىپوشانيد و گرسنه را سير مىكرد و قرضدار را عطا مىداد و يتيم را نوازش مىكرد و حاجتمند را كمك مىداد و كم مىشد كه مالى به او برسد و آن را تقسيم نكند . ( 2 ) روايت شده است كه چون معاويه به مكه رفت ، مال بسيار و جامههاى بىشمار به وى تقديم داشت و نپذيرفت و اين خود شيوهء جواد و دأب راد و نمايش صاحب سخاوت و ستايش داراى مكارم اخلاق است ، كردارش گواه كرم است و ناطق به اخلاق ستوده ، و بايد دانست كرامتى كه جود و بخشش يك رشتهء آن است در خاندان پيغمبر منحصر است و ديگران را جز بطور مجاز از آن بهرهاى نيست ، از اين راه به هيچكدام از بنى هاشم بخلورزى منسوب نيست زيرا همهء آنان در افاضه چون بارانند و در شهامت چون شيران . ( 3 ) على بن الحسين در خطبهء شام خود گويد : « به ما است كه علم و حلم ،