الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

78

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

زيتون احمدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسته كه او ريشه و بيخ آن است و شما شاخ آن پس نزد ما آى مبارك باد تو را به همايون‌تر فالى ، كه گردن بنى تميم را به فرمان تو در آوردم و در طاعت تو بر يكديگر پيشىگيرنده‌ترند از شتران تشنه كه هنگام سختى عطش براى ورود آب شتاب كنند و بنى سعد را به طاعت تو آوردم و چرك سينه‌هاى آنها را به آب باران شستم بارانى كه از ابر سفيد ببارد هنگام برق زدن . و چون حسين عليه السّلام آن نامه بخواند فرمود : ديگر چه خواهى خداوند تو را در روز خوف ايمن كند و عزت دهد و روز تشنگى بزرگ تو را سيراب گرداند و چون آماده شد كه سوى حسين عليه السّلام روانه شود به او خبر رسيد كه آن حضرت كشته شده است و به سبب انقطاع از آن حضرت ناشكيبايى و بىتابى مىكرد . ( 1 ) اما منذر بن جارود نامهء حضرت امام حسين عليه السّلام را با رسول او نزد عبيد الله زياد - لعنه اللّه - آورد براى آنكه مىترسيد اين نامه حيلتى باشد از عبيد الله و بحريه دختر او نيز زوجه عبيد الله بود پس عبيد الله رسول را به دار آويخت و بالاى منبر بر آمد و خطبه خواند و اهل بصره را از مخالفت يزيد و نشر اخبار فتنه‌انگيز بترسانيد پس آن شب در بصره بماند و چون روز شد برادر خود عثمان بن زياد را به نيابت خويش آنجا بگذاشت و خود به جانب كوفه شتافت . طبرى گويد : هشام گفته است ابو مخنف گفت : حديث كرد مرا صعقب بن زهير از ابى عثمان نهدى كه : حسين عليه السّلام نامه نوشت و با مولاى خويش كه او را سليمان مىگفتند به سران سپاه بصره و اشراف آنجا فرستاد به مالك بن مسمع بكرى و احنف بن قيس و منذر بن جارود و مسعود بن عمرو و قيس بن هثيم و عمر بن عبيد الله بن معمر چند نامه همه به يك نسخه به دست همه اشراف رسيد : اما بعد خداى تعالى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را برگزيد بر بندگان خود و به نبوّت گرامى داشت و به رسالت اختيار فرمود آنگاه او را به جوار خويش برد در حالتى كه بندگان را نصيحت كرده بود و آنچه را كه براى تبليغ آن فرستاده شده بود تبليغ فرموده . و ماييم خاندان او و ولى و وصى و وارث او و سزاوارترين مردم به مقام او پس خويشان ما اين مقام را به خويشتن اختصاص دادند و از ما سلب كردند ما نيز رضا داديم كه تفرقه را ناخوش و عافيت را دوست داشتيم و ما خويشتن را سزاوارتر بدان مىدانستيم از كسانى كه متولى آن شدند و من رسول خود را با اين نامه سوى شما فرستادم و شما را به كتاب خدا و سنّت پيغمبرش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىخوانم براى اينكه سنّت را كشته و بدعت را زنده كرده‌اند و اگر قول مرا بشنويد و فرمان مرا اطاعت كنيد شما را به راه رشاد كه به مقصد رساند هدايت كنم و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته .