الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

521

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

( 1 ) مؤلف گويد : در اينجا اكتفا مىكنيم به آنچه ابن اثير در كتاب كامل آورده است . و مترجم گويد : كتاب كامل اقتباسى از تاريخ طبرى است و عبارت طبرى فصيحتر و معانى آن كاملتر است و نسخهء قديم كتاب نفس المهموم در اين قسمت تصحيح كامل نشده است بر خلاف فصول و ابو اب سابقه ، و اغلاط مطبعه زياد دارد لذا در ترجمهء خاتمه مجبور شديم از تاريخ طبرى آن را تكميل كنيم و اين ترجمه بر اصل كتاب فزونى دارد . چون حسين عليه السّلام به شهادت رسيد و ابن زياد از لشكرگاه نخيله بازگشت و به كوفه آمد شيعيان يكديگر را سرزنش كردند و پشيمان شدند و دانستند خطاى بزرگى از ايشان صادر شده است كه حسين عليه السّلام را خواندند و يارى او نكردند تا نزديك آنها به شهادت رسيد و ديدند اين ننگ شسته نشود و گناه از ايشان زايل نگردد مگر كشندگان او را بكشند ، پس در كوفه نزد پنج تن از رؤساى شيعه اجتماع كردند سليمان بن صرد خزاعى كه از صحابهء رسول خدا عليه السّلام بود و مسيّب بن نجبهء فزارى از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام و عبد اللّه بن سعد بن نفيل ازدى و عبد اللّه بن وال تيمى تيم بكر بن وائل و رفاعة بن شدّاد بجلى كه از برگزيدگان اصحاب على عليه السّلام بودند پس در سراى سليمان بن صرد خزاعى فراهم آمدند و نخست مسيّب بن نجبه آغاز سخن كرد و گفت : بعد حمد اللّه اما بعد خداى تعالى ما را به درازى عمر بيازمود تا فتنه‌ها ديديم و از خداى تعالى خواهانيم ما را از آن كسان قرار ندهد كه فردا با آنها گويند : أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ [ 1 ] : آيا به شما عمر نداديم به آن اندازه‌اى كه هر كس پندپذير است پند پذيرد . ( 2 ) و امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : عمرى كه خداوند بهانهء فرزند آدم را پس از آن نمىپذيرد شصت سال است و هر يك از ما به اين سن رسيده است و ما گروه شيعه هميشه خودستايى

--> [ 1 ] سوره فاطر ، آيه 37 .