الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
509
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
موافقتر است از آنكه مجلسى فرموده است . و تأويل ظواهر الفاظ به طورى بايد كرد كه مخالف قواعد لغت نباشد . و نيز اين حديث منافات ندارد با حديث سابق كه اسحاق بن عمار فرشتگان را ديد ؛ زيرا كه مقصود اينجا ديدن مشمر و عامّ است مانند ديدن زوّار يكديگر را كه امام فرمود : هيهات هيهات ، اما ديدن بعض مردم در بعض حالات را نفى نكردند . به ترجمه بازگرديم . ( 1 ) و هم ابن قولويه باسناده از عبد اللّه بن حمّاد بصرىّ از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه با من گفت : خداوند شما را به چيزى مزيت داد در جوار شما كه هيچكس را مانند آن نداد و گمان ندارم كه قدر آن را به شايستگى بشناسيد و به حق آن قيام كنيد و مردمى ديگر قابليت آن يافتند و به لطف الهى بىكوشش خود به اين سعادت نائل گشتند و بر شما سبقت گرفتند . گفتم : فداى تو شوم اين فضيلت كه اين همه وصف كردى و نام نبردى چيست ؟ فرمود : زيارت جد من حسين عليه السّلام كه دور از اهل در زمين غربت شهيد و مدفون شد اگر كسى به زيارت او رود گريان باشد و اگر نرود اندوهگين و اگر قبر او را نبيند از فراق او بسوزد و اگر قبر او را ببيند با فرزندش كه زير پاى او مدفون است بر وى رحمت آرد در بيابانى است كه دور از خويش و تبار از حقّش بازداشتند و برگشتگان از دين متّفق شدند بر كشتن او و او را با جانوران دشت تنها گذاشتند و از آب كه پستترين جانوران از آن مىنوشند منع كردند و حقّ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و جانشين و خاندان او را ضايع گذاشتند ؛ پس مظلوم در خاك رفت و با خويشان و شيعيان خود بخفت جايى از تنهايى سهمگين و از جدّ خود دور در منزلى كه هيچكس به زيارت او نرود مگر آن مؤمن كه خداوند دل او را به ايمان آزموده است و حق ما را به او شناسانيده . گفتم : فداى تو شوم من به زيارت او مىرفتم تا به كار ديوانم گماشتند و اموال سلطان به من سپردند و نزد ايشان معروف شدم از تقيه به زيارت آن قبر مطهر نرفتم و مىدانم در زيارت او خيرهاست . ( 2 ) فرمود : مىدانى فضل كسى كه به زيارت او رود چيست و نزد ما چه پاداش بزرگ دارد ؟ گفتم : نى . فرمود : فضل او آن است كه فرشتگان آسمان به او مىبالند و پاداش ما وى را آنكه هر صبح و شام براى او رحمت مىطلبيم و پدرم حديث كرد براى من و فرمود : از زمانى كه آن حضرت به شهادت رسيد آن مكان خالى نيست از كسى كه بر او صلوات فرستد از فرشتگان يا جن يا وحش ، و هيچ موجودى نيست مگر به حال زائر او غبطه مىخورد و آرزوى مقام او