الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
402
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
دادند و همان كلمهء زشت كه پيش گذشت گفتند . ابو جعفر عليه السّلام لب به سخن گشود و خداى را سپاس گفت و ستايش كرد و با يزيد گفت : مردم تو به خلاف مشاورين فرعون رأى دادند چون كه او وقتى از جلساى مجلس خويش دربارهء موسى و هارون رأى خواست گفتند : ارجه و اخاه او را با برادرش مهلت ده و اينها به قتل ما اشارت كردند بىموجبى نيست . يزيد پرسيد : موجب چيست ؟ ابو جعفر فرمود : آنها زيرك و عاقل بودند و اينها گول و احمق چون پيغمبران و اولاد آنها را نمىكشند مگر بىپدران و حرامزادگان ( خواستند فرعون رسوا نشود و اينها رسوايى تو خواستند ) پس يزيد سر به زير انداخت . ( 1 ) ( تذكرهء سبط ) على بن الحسين عليهما السّلام با زنان به ريسمان بسته و برهنه بر جهاز بودند پس على عليه السّلام فرياد زد : اى يزيد چه گمان برى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اگر ما را به ريسمان بسته و برهنه بر جهاز شتر بيند ؟ ! پس هيچكس در آن مردم نماند مگر همه بگريستند . ( شيخ مفيد و ابن شهر آشوب ) گفتند : چون سرها را نزد يزيد گذاشتند و سر حسين عليه السّلام در آنها بود به چوب بر دندان پيشين آن حضرت زدن گرفت و گفت : اين روز به جاى روز بدر و اين شعر خواند : نفلّق هاما من رجال اعزّة * علينا و هم كانوا اعقّ و اظلما و يحيى بن الحكم برادر مروان بن حكم با يزيد نشسته بود گفت : لهام بارض الطّفّ ادنى قرابة * من ابن زياد العبد ذى الحسب الوغل سميّة امسى نسلها عدد الحصى * و بنت رسول اللّه ليس لها نسل [ 1 ] يعنى : « آن لشكر كه در زمين كربلا بودند در خويشى به ما نزديكترند از ابن زياد بندهء بدگهر . سميّه نسل و تبارش به شمارهء ريگهاست و دختر پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بىفرزند ماند » . يزيد چون اين بشنيد دست بر سينهء يحيى زد و گفت : مادر مرده خاموش باش . مترجم گويد : پيش از اين گفتيم كه : زياد فرزند سميّه را معاويه ملحق به خويش كرد و شوهر سميّه بندهء بنى ثقيف بود و يحيى بن حكم همان هنگام از اين الحاق راضى نبود و مىگفت : بنى اميّة از شرفاى قريشاند و زياد بنده زاده است نبايد داخل قبيلهء ما شود . در اينجا نيز اشارت به همان عقيده مىكند كه ابن زياد از ما نيست و حسين عليه السّلام و اولاد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با ما
--> [ 1 ] در تاريخ طبرى مصرع اخير چنين است : و ليس لآل المصطفى اليوم من نسل و قافيه به اين روايت اصح است .