الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

383

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

جدا مىكنند و زحر بن قيس آن را براى يزيد مىبرد به اميد صلت اما او را چيزى نمىبخشد . و مترجم گويد : اين محمد بن جرير طبرى از علماى اماميه است و غير از محمد بن جرير طبرى معروف صاحب تاريخ است و ابن جرير امامى را كتابى است در دلائل امامت و معجزات ائمّه عليهم السّلام مدينة المعاجز از آن بسيار نقل كرده است . باز بر سر سخن رويم و به حديث ارشاد بازگرديم ؛ ( 1 ) پس از آنكه عبيد الله زياد سر امام عليه السّلام را براى يزيد بفرستاد امر كرد زنان و كودكان آن حضرت را برگ سفر ساختند و على بن الحسين عليهما السّلام را امر كرد غلى بر گردن نهادند و در دنبال سر با مخفر [ 1 ] بن ثعلبه عائذى و شمر بن ذى الجوشن بفرستاد رفتند تا به آن مردمى كه سر راه برده بودند رسيدند و على بن الحسين عليهما السّلام با كسى سخنى نگفت تا به دمشق رسيد . و از كتب شيعه و سنّى روايت شده است كه : حاملان آن سر مقدّس در اول منزل كه فرود آمدند به شرب و نشاط نشسته بودند كه دستى از ديوار پديدار شد و قلمى آهنين داشت و چند خطّ به خون نوشت : أ ترجو امّة قتلت حسينا * شفاعة جدّه يوم الحساب بيم و هراس آنها را بگرفت و از آن منزل كوچ كردند . ( 2 ) و در تذكرهء سبط از ابن سيرين روايت كرده است كه : سنگى يافتند كه پانصد سال پيش از بعثت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن به خطّ سريانى نوشته بود به عربى نقل كردند : أ ترجو امّة البيت . و سليمان بن يسار گويد : سنگى يافتند بر آن نوشته بود : لا بدّ ان ترد القيامة فاطم * و قميصها بدم الحسين ملطّخ ويل لمن شفعاؤه خصماؤه * و الصّور في يوم القيامة ينفخ البتّه روز قيامت فاطمه عليهما السّلام بيايد و پيراهنش آغشته به خون حسين عليه السّلام باشد . واى بر كسى كه دشمن وى بايد شفاعت او كند در وقتى كه صور قيامت دميده شود . و از تاريخ خميس نقل است كه : روانه شدند در راه به ديرى رسيدند فرود آمدند تا بخوابند نوشته‌اى بر ديوار دير ديدند : أ ترجو امّة البيت . راهب را پرسيدند از آن ، خط و نويسنده آن گفت : اين خط پانصد سال پيش از آنكه پيغمبر شما مبعوث شود اينجا نوشته بود .

--> [ 1 ] مخفر به ضبط تاريخ طبرى اگر صحيح باشد به حاء مهمله و فاء مشدّده و زاء نقطه دار است و در متن نفس المهموم به خاء معجمه و فاء مشدّده و راء مهمله است و مرد بدين نام در جاى ديگر نديدم .