الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

317

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

حضرت جدا كرد . ( 1 ) و ابن عبد ربّه گويد : سنان بن انس قاتل آن حضرت بود و خولى بن يزيد از قبيله حمير سر مطهّر او را جدا ساخت و براى عبيد الله آورد و گفت : اوفر ركابى الخ . و ابو حنيفهء دينورى گويد : سنان بن انس نخعى بر وى تاخت و نيزه بر او زد كه از اسب بر زمين افتاد و خولى بن يزيد پياده شد تا سر آن حضرت جدا كند دستش بلرزيد برادرش شبل بن يزيد فرود آمد و سر آن حضرت جدا كرد و به خولى داد . مترجم گويد : در اين گونه امور ناچار مردم خلاف كنند ؛ چون بسيارى از رجّاله بر گرد آن حضرت بودند و زخم بسيار بر پيكر آن حضرت زدند و در ميان اين زخمها آن زخم كارى كه امام عليه السّلام را به سعادت شهادت رسانيد بايد به حدس و تخمين معيّن گردد و اين مردم كه از قاتلان شمرده شدند همه بر گرد آن حضرت بودند و اينكه شمر از همه مشهورتر است براى آن است كه وى سرهنگ فوج پياده بود و هر كار كه افراد فوج كنند به سركردهء آنها منسوب شود . و از اختلاف علماء دربارهء قاتل آن حضرت معلوم مىشود كه اطمينان به صحّت زيارت معروفهء به ناحيه نداشتند ؛ چون در آن زيارت نام شمر صريحا مذكور است و اگر اطمينان داشتند به صحّت آن خلاف نمىكردند . ( 2 ) از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه : چون حسين بن على عليهما السّلام را به شمشير زدند و از اسب بيفتاد و مردم براى جدا كردن سر مبارك او شتاب نمودند منادى از بطنان عرش فرياد زد : اى امّتى كه بعد از پيغمبر خود متحيّر و گمراه شده‌ايد خداوند شما را به اضحى و فطر موفّق ندارد . و در روايتى است براى روزه و افطار راوى گفت ابو عبد اللّه گفت : لاجرم به خدا قسم كه موفّق نشدند و موفّق نخواهند شد تا آن كسى كه بايد به خونخواهى حسين بن على عليه السّلام برخيزد . مترجم گويد : محتمل است معنى اين باشد كه عيد اضحى و فطر صحيح كه شرط آن حضور امام است محقّق نشود نه آنكه رؤيت هلال عامّه هرگز موافق واقع نيست ؛ چون ضرورت مذهب ما بر خلاف اين است و چون ماه نو ديديم آن را اول ماه گيريم هر چند اهل سنت هم همان شب ببينند ؛ و اگر ديدن آنها موافق واقع نباشد وقتى هم كه اول ماه ما با آنها موافق باشد بايد به رؤيت خود اعتنا نكنيم و هيچ‌كس بدان ملتزم نشود حتّى اخباريين . شيخ ابو القاسم جعفر بن قولويه قمى از حلبى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حسين عليه السّلام كشته شد كسى در لشكر آمد و فرياد مىزد ، او را از فرياد منع كردند گفت :