الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
296
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
براى سهولت ترجمه هر بيت را با شمارهء آن آورديم تا هر كس ترجمهء هر بيت را خواهد آسان بيابد : ( 1 ) 1 . اللّه اكبر چه ماه تمامى از افق هدايت فرو افتاد و تاريكى غالب گشت . 2 . كيست كه دلدارى دهد نوادهء محمد را در مرگ جوان مردى كه همه سروران را پيش او سر فرود آمد . 3 . برادر بزرگوارى كه در هيچ ميدان آوردگاه بىوفايى ننمود آنجايى كه قدم بزرگان آنها را بلغزاند . 4 . به خدا سوگند كه فراموش نمىكنم فرزند فاطمه را وقتى كه گرد و غبار فرو بنشست گردى كه برانگيخته شده بود . 5 . بعد از اينكه نيزه بشكست و تيغهاى درخشان خرد گرديد و علمها سرنگون شد . 6 . تا وقتى بلا نازل گرديد و آنچه قضا بدان رفته بود قلم آن را جارى كرد ( و عباس شهيد شد ) . 7 . او را روى به خرگاه آورد از بلندى جايى كه رسيدن و آهنگ آن دشوار بود . 8 . خود را به روى افكند و گفت : امروز شمشير از دست من جدا شد . 9 . امروز پهلوان لشكر دور شد از آن و امام نماز به نماز حاضر نگشت . 10 . امروز جمعيّت ما به پريشانى گراييد و امروز نظام فوجها گسيخته شد . 11 . امروز خوابيد چشمهايى كه از ترس تو نمىخوابيد و چشمهاى ديگرى بيدار ماند و خواب براى آنها دشوار گشت . 12 . اى پيوند جان من هيچ دانستى كه وقتى افتادى و فرومايگان و دونان بر تو ريختند . 13 . من پنداشتم آسمان بر زمين افتاد و كوههاى روى زمين از هم ريخت . 14 . ليكن كار دشوار را آسان مىگرداند اينكه من به زودى به تو خواهم پيوست حكم پروردگار دانا اين است .