الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
290
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
قريش مخاصمت مىكرد و بر آنها وجود او گران بود در حصار شعب او بود نه ابو بكر و در آن خلوات و تاريكيها ملازم رسول بود آن تلخيها را از ابى لهب و ابى جهل نوش مىكرد و در آتش مكاره مىسوخت و در هر رنج با پيغمبر خويش شريك بود بار سنگين بر دوش او بود و كار دشوار در عهدهء او . كيست كه شبانه پنهان و پوشيده از شعب بيرون مىآمد سوى بزرگان قريش مانند مطعم بن عدىّ و غير او هر كس كه ابو طالب مىفرستاد مىرفت و براى بنى هاشم بارهاى آرد و گندم را به پشت خود مىآورد با آن بيم كه از دشمنان چون ابى جهل و غير او داشت كه اگر بر وى دست مىيافتند خون او مىريختند آيا على عليه السّلام اين كار مىكرد يا ابو بكر ؟ حال خويش را على عليه السّلام در خطبهء مشهوره بازنموده است : « فتعاقدوا الّا يعاملونا و لا يناكحونا و اوقدت الحرب علينا نيرانها و اضطرّونا الى جبل و غير مؤمننا يرجو الثواب و كافرنا يحامى عن الاصل و لقد كانت القبائل كلّها اجتمعت عليهم و قطعوا عنهم المارة و الميرة فكانوا يتوقّعون الموت جوعا صباحا و مساء لا يرون وجها و لا فرجا قد اضمحلّ عزمهم و انقطع رجاءهم » . يعنى : « قريش با يكديگر پيمان بستند كه با معامله نكنند و زن بما ندهند و نگيرند و جنگ بر ما آتش افروخت و ما را به كوه و سنگلاخى ملجأ كردند مؤمن ما اميد ثواب الهى داشت و كافر ما پاس خويشى و نسب قبائل ديگر با آنان بودند خوار بار و فروشندگان آن را از كسان ما ببريدند بامداد و شام منتظر مرگ بودند نه اميد راهى و نه رويى به جايى عزم ايشان پريشان و اميدشان بريده » . ( 1 ) ابو جعفر اسكافى گفت : شك نيست كه ابا عثمان جاحظ را و هم باطل از راه برده و گمان خطاء وى را از ثبات بر حق مانع آمده است و خذلان الهى موجب حيرت او شده و ندانسته و نسنجيده آن سخن گفت و پنداشت على عليه السّلام آزار نديد و سختى نكشيد تا روز بدر و از آن وقت زحمتهاى وى آغاز شد و حصار شعب را فراموش كرد كه ابو بكر آسوده بود هر چه مىخواست مىخورد و با هر كه مىخواست مىنشست آزاد و خوش با دل آرام و آسوده و على عليه السّلام سختيها را هموار مىكرد و رنجها مىكشيد گرسنه و تشنه بود و بامداد و شام منتظر كشته شدن براى اينكه او چارهانديش و كارگذار بود شايد اندك قوتى از شيوخ قريش و خردمندانشان پنهان براى بنى هاشم فراهم كند نيمه جانى از بنى هاشم كه در حصار بودند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را محفوظ دارد و هيچوقت از هجوم ناگهانى دشمن مانند ابو جهل بن هشام و