الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

278

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

كه آن وقت در هرات بود در هيچ زمان در هيچ شهر فراهم نشد از غايت حرص و ولهى كه وزير مزبور به علوم مخصوصا به تواريخ داشت و به همين موجب روضة الصفا را براى او نوشتند . و اينكه گويند : تزويج در آن گير و دار بعيد مىنمايد صحيح نيست ؛ چون مصالح اعمال ائمّه معصومين براى ما معلوم نيست . و اگر كسى گويد : كاشفى سنّى بوده است گوييم : اولا سنّى بودن او معلوم نيست . و ثانيا همهء علماى ما از سنّيان روايت كنند چنان كه شيخ مفيد از مدائنى و زبير بن بكّار و طبرى و غير ايشان روايت كرد و ابن شهر آشوب از روايات غالب اهل سنّت در مناقب آورده است . و همچنين ابو مخنف و هشام بن محمد كلبى كه در عهد ائمّه عليه السّلام بودند از سنّيان بلكه از افراد لشكر عبيد الله روايت كردند . و اگر روايت از اهل سنّت جائز نبود اين همه علما در غير مورد احتجاج اين همه اخبار روايت نمىكردند . باز به سياقت كتاب بازگرديم . در بحار است كه : پس از كشته شدن قاسم بن الحسن عبيد الله به جنگ بيرون آمد و مىگفت : ان تنكرونى فانا ابن حيدره * ضرغام آجام و ليث قسوره على الأعادى مثل ريح صرصرة پس چهارده مرد بكشت و او را هانى بن ثبيت خضرمى به شهادت رسانيد و رويش سياه شد . و ابو الفرج گويد : ابو جعفر باقر عليه السّلام مىگفت : حرملة بن كاهل اسدى او را بكشت . مؤلف گويد : داستان شهادت او را در ضمن شهادت امام عليه السّلام بياوريم . ( 1 ) ديگر از شهداء ابو بكر بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام است مادرش امّ ولد بود و او برادر ابوينى قاسم بن حسن عليه السّلام است . ابو الفرج به اسناد خود از مدائنى از ابى مخنف از سليمان بن ابى راشد روايت كرده است كه : عبد اللّه بن عقبه غنوى او را بكشت و سليمان بن قته او را خواست در اين بيت : و عند غنّى قطرة من دمائنا * و في اسد اخرى تعدّ و تذكر و ابو الفرج گويد : ابو بكر پيش از برادرش قاسم به شهادت رسيد . و ليكن طبرى و جزرى و شيخ مفيد پس از قاسم ذكر او كرده‌اند . و مترجم گويد : مورّخين قديم - چنان كه سابقا گذشت - نظرى به ترتيب و مقدّم و مؤخّر