الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
276
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
( ملهوف ) امروز كينه جوى بسيار است و ياور اندك . پس او را برداشت بر سينهء خود و گويى اكنون مىنگرم دو پاى آن پسر بر زمين كشيده مىشد . ( طبرى ) و حسين عليه السّلام سينهء او را بر سينهء خود نهاده بود حميد گفت : من با خود گفتم : آيا مىخواهد چه كند ؟ پس او را آورد و نزديك پسرش على بن الحسين عليه السّلام نهاد با كشتگان ديگر از اهل بيت خود كه برگرد او بودند پرسيدم اين پسر كيست ؟ گفتند : قاسم بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام . ( 1 ) و روايت شده است كه : حسين عليه السّلام گفت : خدايا شمارهء اينها را برگير و آنها را پراكنده ساز و بكش و هيچ از آنها باقى نگذار و هرگز آنها را نيامرز . اى عموزادگان من شكيبايى نماييد اى اهل بيت من صبر كنيد كه بعد از امروز ذلّت و خوارى نبينيد هرگز . در آن زيارت طويله كه سيد مرتضى علم الهدى - رضى اللّه عنه - خواند گفت : « السّلام على القاسم بن الحسن بن علىّ و رحمة اللّه و بركاته السّلام عليك يا بن حبيب اللّه السّلام عليك يا بن ريحانة رسول اللّه السّلام عليك من حبيب لم يقض من الدّنيا وطرا و لم يشف من اعداء اللّه صدرا حتّى عاجله الاجل وفاته الامل فهنيئا لك يا حبيب رسول اللّه ما اسعد جدّك و افخر مجدك و احسن منقلبك » . مترجم گويد : ظاهرا اين زيارت انشاى خود سيد مرتضى ( ره ) است و خواندن ادعيه و زيارات كه از ائمّه عليهم السّلام وارد نيست جايز است مشروط به اينكه به نيّت ورود و خصوصيّت نباشد ؛ يعنى خواننده بداند از ائمّه عليهم السّلام وارد نيست و با همين قصد قرائت كند چنان كه صدوق ( ره ) در كتاب من لا يحضره الفقيه زيارتى براى حضرت فاطمهء زهرا عليها السّلام نقل كرده است و گويد : اين انشاى خود من است و زيارت مأثور براى آن حضرت نيافتم و هر محدّثى كه زيارت يا دعايى غير مأثور در كتاب خود نقل كند بايد صريحا بگويد از امام نيست تا تدليس نشود و تدليس از گناهان كبيره است كه موجب اضلال مىگردد و اگر صريح گفت اضلال نيست . و بايد دانست حسن بن حسن عليه السّلام معروف به حسن مثنى نيز در كربلا بود شيخ مفيد در ارشاد گويد : حسن بن حسن عليه السّلام با عمّش حسين عليه السّلام در طفّ بود و چون حسين عليه السّلام به شهادت رسيد و اهل بيت او اسير شدند اسماء بن خارجه او را از ميان اسرا بر بود و گفت : به خدا قسم دست كسى به پسر خوله نمىرسد ( و خوله بنت منظور مادر او فزارى بود و با اسماء بن خارجه فزارى از يك قبيله بودند و اينكه بعضى گويند : اسماء خال حسن مثنى بود به معنى حقيقى كلمه صحيح نيست . )