الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

269

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

حضرت صادق عليه السّلام روايت شده است در زيارت على بن الحسين مقتول در طفّ گفته است : صلى اللّه عليك و على عترتك و اهل بيتك و آبائك و ابنائك . اما اينكه مادر او در كربلا بود يا نبود در اين باب چيزى نيافتم . مترجم گويد : ابو جعفر طبرى در منتخب ذيل المذيّل در تاريخ صحابه و تابعين گويد : مادر على آمنه بنت ابى مرّة بن عروة بن مسعود است و مادر آمنه دختر ابو سفيان . و حسّان بن ثابت در مديح مادر على اكبر گفته است : طافت بنا شمس النّهار و من راى * من النّاس شمسا بالعشاء تطوف ابو امّها اوفى قريش بذمّة * و اعمامها امّا سألت ثقيف و بعضى اين دو بيت را به عمر بن ربيعه نسبت دهند و به جاى شمس النّهار شمس عشاء روايت كنند و هم او گفته است كه : على بن الحسين اكبر عقب نداشت . سنايى از على الاصغر امام زين العابدين عليه السّلام را خواست در حديقه كه گويد و صحيح گويد : على الاصغر ايستاده بپاى * و آن سگان ظلم را بداده رضاى ( 1 ) ديگر از شهداى اهل بيت عليهم السّلام عبد اللّه بن مسلم بن عقيل ( رض ) است محمّد بن ابى طالب گفت : اول كسى كه از اهل بيت سيد الشهداء عليه السّلام به مبارزت بيرون آمد عبد اللّه بن مسلم بن عقيل است و رجز مىخواند : اليوم القى مسلما و هو ابى * و فتية بادوا على دين النبىّ ليسوا بقوم عرفوا بالكذب * لكن خيار و كرام النّسب پس كارزار كرد تا نود و هشت تن را در سه حمله بكشت . و عمرو بن صبيح صيداوى و اسد بن مالك در شهيد كردن او شريك شدند . و ابو الفرج گويد : مادرش رقيه دختر على بن ابى طالب است . ( 2 ) شيخ مفيد و طبرى گفتند : مردى از همراهان عمر سعد كه او را عمرو بن صبيح مىگفتند بر عبد اللّه بن مسلم تيرى افكند و عبد اللّه دست بر پيشانى نهاد كه سپر تير شود پس تير دست او را سوراخ كرد و بر پيشانى بدوخت چنان كه نتوانست آن را جدا كند . پس مردى ديگر با نيزه