الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

26

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

فرموده است : « انّا بني عبد المطّلب سادات النّاس » . ( 1 ) كرم وجود امام حسين عليه السّلام امّا كرم وجود آن حضرت ، روايت است كه : « فاطمه - سلام اللّه عليها - دو فرزند خود حسن و حسين عليهما السّلام را نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آورد در آن بيمارى كه آن حضرت رحلت فرمود و عرض كرد : يا رسول اللّه اين دو فرزند تواند چيزى از خود به آنها ميراث ده . آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم فرمود : اما حسن عليه السّلام را هيبت و بزرگوارى من ميراث باشد . اما حسين عليه السّلام را بخشش و شجاعت من » . و نقل مشهور است كه : « آن حضرت مهمان را گرامى مىداشت . و به خواهندگان مىبخشيد . و صلهء رحم مىكرد . بر درويشان انعام مىفرمود . وسائل را عطا مىداد . برهنه را مىپوشانيد و گرسنه را سير مىكرد . قرض قرض داران را ادا مىكرد . بر يتيم مهربان بود . حاجتمند را اعانت مىكرد . و هرگاه مالى به او مىرسيد پراكنده مىساخت » . ( 2 ) و روايت است كه : « معاويه چون به مكه مىرفت مال بسيار و جامه‌ها و خلعتها براى آن حضرت فرستاد حضرت نپذيرفت » . و اين صفت جوانمردان و طبيعت اهل كرم است . افعال او گواهى دهد بر محاسن اخلاق . و بايد دانست كرم كه بخشش يكى از انواع آن است در اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كامل و براى آنها ثابت و محقّق بود ؛ از آنها تعدّى نمىكرد بلكه در آنها حقيقت بود و در ديگران مجاز . لذا به هيچ يك از بنى هاشم نسبت بخل داده نشده است براى آنكه با ابرها در سخا مسابقه مىكردند و با شيران در شجاعت . حضرت على بن الحسين عليهما السّلام در خطبه خود در شام فرمود : « به ما داده شد علم و حلم و جود و فصاحت و شجاعت و دوستى در دل مؤمنان » . پس ايشان درياى ژرفند و ابرريزان . فما كان من خير اتوه فإنّما * توارثه آباء آبائهم قبل ( 3 ) و اين اخلاق كريمه را آيين خويش گرفتند . و وسيلهء رسيدن آنها به منتهاى شرف بود كه ايشان پيشواى امت و رؤساى ملتند . مهتران مردم و بهتران عرب و برگزيدهء فرزندان آدم ، پادشاهان دنيا و راهنمايان آخرت ، حجت خدايند بر بندگان و امناى او در زمين . ناچار نشان هر خيرى از ايشان پيدا و علائم جلالت در ايشان ظاهر و هويداست . هر كس بعد از ايشان به جود متّصف شود اقتدا به ايشان كرده است و به طريق آنها رفته . و چگونه مال خود را نبخشد آنكه هنگام جنگ از بذل جان دريغ ندارد ؟ و چگونه چشم از عاجل نپوشد آنكه همّت