الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
252
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
استاد خود صاحب مستدرك الوسائل نقل مىكنيم : ( 1 ) عمرو بن حمق يكى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است از مهاجران عرب و تابعين كه رسول خدا بهشت را بر ايشان واجب كرد و نام آنها صريح بگفت و او با على عليه السّلام بود پس از آن حضرت هم بماند و معاويه در طلب وى بود تا سوى جزيرهاى بگريخت و يكى ديگر از اصحاب على عليه السّلام با او بود نامش زاهر و در وادىاى فرود آمد در دل شب مارى او را بگزيد و آماس كرد گفت : اى زاهر از من اندكى دور شو كه حبيب من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا خبر داده است كه در خون من جن و انس با هم شريك مىشوند و ناچار من كشته شوم در اين ميان پيشانى اسبان نمودار شد و سوارانى كه در طلب او بودند بيامدند گفت : اى زاهر پنهان شو و چون من كشته شوم اينان سر مرا از بدن جدا كنند و بروند تو بيرون آى و پيكر مرا به خاك سپار . ( 2 ) زاهر گفت : چنين نكنم بلكه هر چه تير دارم بر آنها افكنم و چون ديگر تير نماند مرا هم با تو بكشند . گفت : نه بلكه همان كار كه از تو خواستم همان كن خدا تو را بدان نفع رساند . پس زاهر پنهان شد و آن مردم آمدند و عمرو را بكشتند و سر او جدا كردند و به شام بردند اين اول سر است در اسلام كه از شهرى به شهرى بردند و در منظر مردم نصب كردند و چون آنها بازگشتند زاهر بيرون آمد و پيكر او را به خاك سپرد و زاهر بماند تا با حسين عليه السّلام كشته شد . از اينجا معلوم گشت كه زاهر از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام بود و مخصوص به متابعت عمرو بن حمق خزاعى گشت از صحابهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حوارى امير المؤمنين عليه السّلام آن بندهء صالح كه عبادت او را فرسوده بود و چشم او نزار و رنگش زرد شد و زاهر مصاحبت وى كرد تا او را به خاك سپارد و جثهاش پنهان كند و نيكبختى او را بدانجا كشانيد كه در يارى حسين عليه السّلام به شهادت رسيد و از اخلاف اوست ابو جعفر زاهرى محمد بن سنان از اصحاب حضرت كاظم و حضرت رضا و حضرت جواد - سلام اللّه عليهم - . مترجم گويد : شرح شهادت عمرو بن حمق پيش از اين بگذشت و او در قتل عثمان شركت داشت و معاويه فرستاد او را كشتند امّا اينكه مار او را گزيد محتمل است از مكايد معاويه باشد چنين شهرت داد تا به كشتن پيرمردى صالح از اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدنام نگردد و معاويه از
--> مأثر آنان هنوز باقى است و عزادارى حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام را در مصر رواج دادند . و سيد رضى در شعرى اظهار اشتياق بدانها نموده است : البس الذلّ في ديار الاعادى * و بمصر الخليفة العلوى اما ملاحده در هر عصر هستند و هر وقت دولت نوى روى كار آيد يا مرامى تازه ظاهر گردد بدان مىچسبند گاهى قرمطى گاهى اسماعيلى گاهى آزادى طالب و گاهى ضد آزادى و گاهى طرفدارى فقرا و غيره در آن زمان هم خود را به اسماعيليه بسته بودند .