الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

237

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

و حسنا و المرتضى عليّا * و ذا الجناحين الفتى الكميّا و اسد اللّه الشّهيد الحيّا محمد بن ابى طالب گويد : كار زار كرد و صد و بيست مرد بكشت . ( طبرى و كامل ) پس كثير بن عبد اللّه شعبى و مهاجرين اوس تميمى تاختند و او را كشتند و محمد بن ابى طالب گفت : حسين عليه السّلام پس از كشته شدن زهير فرمود : خدا تو را از رحمت خود دور نگرداند و قاتل تو را لعنت كند چنان كه لعن فرستاد بر آنها كه به صورت بوزينه و خوك مسخ شدند . در بحار اين رجز را به حجّاج مسروق نسبت داده است . ( 1 ) شهادت نافع بن هلال ( ره ) ( طبرى ) نافع بن هلال جملى نام خود را بر سوفار تيرهايش نوشته بود و تيرهايش زهرآگين بود ( بحار ) مىگفت : ارمى بها معلمة افواقها * و النّفس لا ينفعها اشفاقها مسمومة يجرى بها اخفاقها * ليملأنّ ارضها ارشاقها يعنى : مىاندازم اين تيرها را كه سوفارش نشاندار است ، ترس براى نفس سودى ندارد تيرها زهرآگين است و پرّان مىرود و زمين را پر مىكند انداختن آن تيرها . پيوسته تير مىافكند تا وقتى ديگر تير به تركش نداشت دست به تيغ برد و از نيام بيرون كشيد و اين رجز خواندن گرفت : انا الغلام اليمنىّ البجلى * دينى على دين حسين و علىّ ان اقتل اليوم فهذا املى * فذاك رأيى و الاقي عملى ( 2 ) طبرى و جزرى گفتند : دوازده تن از اصحاب عمر سعد را بكشت غير آنها كه خسته كرد پس او را چندان زدند كه بازوانش بشكست و از پاى در آمد و او را اسير گرفتند . راوى گفت : او را شمر [ 1 ] بن ذى الجوشن بگرفت به يارى همراهان خود او را كشان‌كشان بردند تا نزديك عمر سعد ، عمر سعد با او گفت : اى نافع واى بر تو تو را چه بر آن داشت كه

--> [ 1 ] شمر بر وزن كتف صحيح است نه شمر بر وزن حبر كه معروف است و غالبا قاموس مسمّين به شمر را چنين ضبط كرده است .