الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
230
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
و عمر بن سعد حصين بن تميم را بخواند و با پانصد تيرانداز و مجففه بفرستاد آنها نزديك حسين عليه السّلام و اصحاب او رسيدند تير باريدند چنان كه همهء اسبان را پى ببريدند همه پياده ماندند . ( 1 ) ابو مخنف گويد : نمير بن وعله براى من حكايت كرد كه ايّوب بن مشرح خيوانى مىگفت : من پى اسب حرّ بن يزيد را ببريدم تيرى بر وى زدم و بىدرنگ اسب بلرزيد و جنبشى كرد و از رفتن بماند پس حرّ تيغ در دست مانند شير از اسب به زمين جست و گفت : ان تعقرونى فانا بن الحرّ * اشجع من ذى لبد هزبر و من كسى را به تردستى و چالاكى او نديدم پس پيران قبيله با ايّوب گفتند : تو او را كشتى ؟ گفت : نه به خدا ديگرى كشت و دوست هم نداشتم كشندهء او باشم . ابو الوداك پرسيد : چرا ؟ گفت : براى اينكه مردم او را از صالحان مىشمردند و اگر در حضور خدا گناهكار بايد بود همان حضور من در آن جايگاه و پى كردن اسب حرّ بس است ديگر چرا به گناه كشتن يكى از آنان گرفتار آيم . ( 2 ) ابو الوداك گفت : چنان بينم كه تو پيش خداوند به گناه كشتن همهء آنان گرفتار باشى نبينى كه چون تير افكندى و آن اسب را پى بريدى و باز تير انداختى و در آنجا بايستادى و يا تاختى و ياران خود را به تاختن واداشتى و مردم بسيار گرد خود فراهم آوردى يا اصحاب حسين عليه السّلام بر تو تاختند و تو را از گريختن ننگ آمد و ديگرى از ياران تو مانند تو كرد و ديگرى همچنين كردند به سبب اين كارها بود كه حسين عليه السّلام و اصحابش كشته شدند و شما هم در خونشان شريك شديد [ 1 ] . ايّوب گفت : اى ابو الوداك ما را از رحمت خدا نوميد مىكنى اگر حساب ما را روز قيامت به تو واگذارند خدا تو را نيامرزد اگر ما را بيامرزى . ابو الوداك گفت : همين است كه گفتم : أ ترجو امّة قتلت حسينا * شفاعة جدّه يوم الحساب فلا و اللّه ليس لهم شفيع * و هم يوم القيمة في العذاب ( 3 ) راوى گفت : تا نيمروز سخت بجنگيدند و سپاه ابن سعد حمله نمىتوانستند كرد مگر از يك جهت براى آنكه اصحاب امام سراپردهها نزديك يكديگر زده بودند ( و از بين خيمهها راه عبور نبود و همهء مردان در يك طرف بودند ) چون عمر ابن سعد اين بديد مردانى چند بفرستاد
--> [ 1 ] در اين حديث جوابى قاطع است اخبارييّن را كه گويند تمسّك به دليل عقل بدعت است در عصر اوّل معهود نبود چون اين مرد استحقاق عقاب را براى اصحاب عمر به عقل ثابت كرد نه به دليل نقلى .