الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

185

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

نيست اكنون گمان من درست آمد . محمد بن ابى طالب گفت : ابن سعد آن پيغام را پيشنهاد نكرد چون مىدانست حسين عليه السّلام هرگز بيعت نكند . ( 1 ) ( ارشاد ) باز ابن زياد به گرد آوردن مردم فرمود در جامع كوفه و خود بيرون آمد و به منبر رفت و گفت : اى مردم شما آل ابى سفيان را آزموده‌ايد و دانسته كه آنها چنانند كه شما مىخواهيد اين امير المؤمنين يزيد است مىشناسيدش نيكو سيرت و ستوده كردار ، با رعيّت محسن ، عطا را در جاى خود نهد ، راه‌ها در عهد او امن شده [ 1 ] ، معاويه در عهد خودش بندگان خدا را مىنواخت و به مال بىنياز مىگردانيد و يزيد هم پس از او صد در صد بر جيره و حقوق شما افزوده است و مرا فرموده كه باز بيشتر گردانم و از شما خواهد به جنگ دشمن او حسين عليه السّلام بيرون رويد پس بشنويد و فرمان بريد . و از منبر فرود آمد و مردم را عطاى فراوان داد و امر كرد به جنگ با حسين عليه السّلام و يارى ابن سعد و پيوسته عساكر مىفرستاد . ( ملهوف ) تا نزد عمر شش شب گذشته از محرّم بيست هزار سوار فراهم شدند ( محمد بن ابى طالب ) پس ابن زياد سوى شبث بن ربعى فرستاد ( شبث بر وزن فرس با باى يك نقطه و ربعى به كسر راء و سكون باء ) كه نزد ما آى تا تو را به جنگ حسين فرستيم . ( 2 ) شبث خويش را به بيمارى زد شايد ابن زياد دست از وى بدارد و ابن زياد نامه سوى او فرستاد : اما بعد فرستادهء من خبر آورد كه تو خود را رنجور نموده‌اى و مىترسم از آن كسان باشى كه خداوند در قرآن فرمايد : إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ [ 2 ] اگر در فرمان مايى بشتاب نزد ما آى . پس شبث بعد از نماز عشا بيامد كه ابن زياد روى او را نبيند كه نشانهء بيمارى در آن نبود چون در آمد مرحبا گفت و در نزديك خودش نشانيد و گفت : مىخواهم به قتال اين مرد بيرون روى و يارى ابن سعد كنى . گفت : چنين كنم و با هزار سوار بيامد [ 3 ] .

--> [ 1 ] مردم در زمان خلفاى اربعه متوجّه فتوحات بودند و اكثر ممالك را بگشودند و هنگام جنگ ناچار راهها امن نيست و ارتفاع اندك است و خراج كمتر به دست والى مىرسد و آنچه مىرسد صرف جهاد مىشود و به تجمّل و تنعّم نمىرسد امّا زمان معاويه فتوحات متوقّف شده بود و جنگها كمتر گشته و به نواحى دور منتقل شده و كشور آرام گرفته ارتفاع و خراج بيشتر مىرسيد و تنعّم امرا بيشتر بود و اينكه نتيجه مرور زمان بود ابن زياد از محاسن افعال معاويه مىشمرد و به تأثير او مىدانست . [ 2 ] سوره بقره ، آيه 14 . [ 3 ] در مناقب ابن شهر آشوب گويد : ابن زياد 25 هزار تن فرستاد حرّ را با هزار تن از قادسيه ، كعب بن طلحه را با سه هزار ، عمر بن سعد را با چهار هزار ، شمر بن ذى الجوش سلوكى با چهار هزار شامى ، يزيد بن كاب كلبى با دو هزار ، حصين بن نمير سلونى با چهار هزار ، مضائر بن رهينه مازنى با سه هزار ، نصر بن عرشه با دو هزار ، شبث بن ربعى رياحى با هزار ، حجار بن ابجر با هزار ، و همه ياوران حسين عليه السّلام هشتاد و دو تن بودند سى و دو سوار و باقى پياده و سلاح جنگ جز شمشير و نيزه نداشتند از روضة الصفا منقول است كه ، مردم كوفه حرب حضرت