الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
177
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
( 1 ) ( ارشاد ) حرّ امام عليه السّلام و اصحاب او را سخت گرفته بود كه فرود آيند در همان مكان بىآب و آبادى . حسين عليه السّلام فرمود : واى بر تو بگذار در اين ده يعنى نينوى و غاضريّه يا آن ده يعنى شفيّه فرود آييم . حرّ گفت : نه قسم به خدا نمىتوانم ، اين مرد را بر من جاسوس كردهاند زهير بن قين ( ره ) گفت : قسم به خدا چنان مىبينم كار پس از اين سختتر شود يا بن رسول اللّه قتال با اين جماعت در اين ساعت ما را آسانتر است از جنگ با آنها كه بعد از اين آيند به جان من قسم كه بعد از ايشان آيند كسانى كه ما طاقت مبارزهء با آنها نداريم . حسين عليه السّلام فرمود : من ابتدا به قتال با آنها نكنم و همانجا فرود آمد و روز پنجشنبه دوم محرّم الحرام سال شصت و يكم بود . سيّد گويد : پس حسين عليه السّلام برخاست و در ميان همراهان خود خطبه خواند خداى را سپاس گفت و ستايش كرد و نام جدّ خويش برد و بر او درود فرستاد و گفت : « انّه قد نزل من الامر ما ترون » و خطبه را به نحوى كه ما در وقت ملاقات حرّ ذكر كرديم بياورده است .