الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
147
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
( 1 ) فصل دوازدهم حضرت سيد الشهداء عليه السّلام روز ترويه از مكه آهنگ عراق فرمود با اهل و فرزندان و جماعتى از شيعه كه به ايشان پيوسته بودند و در « مطالب السؤال » و غير آن مذكور است كه مردان آنان هشتاد و دو تن بودند و هنوز خبر كشته شدن مسلم بن عقيل - رحمه اللّه - به آن حضرت نرسيده بود چون همان روز كه مسلم خروج كرد همان روز امام از مكه بيرون آمد . ( 2 ) و در كتاب « المخزون في تسلية المحزون » آورده است كه : امام همراهان خود را بخواند و هر يك را ده دينار داد با شترى كه بار و توشهء آنها را بردارد و روز سه شنبه يوم التروية از مكه بيرون آمد و با او هشتاد و دو تن بود از شيعيان و دوستان و بستگان و اهل بيت او انتهى ( ارشاد ) از فرزدق شاعر روايت است كه گفت : در سنهء شصتم با مادرم به حج رفتيم داخل حرم شدم و شتر مادرم را مىراندم كاروانى را ديدم با سلاح تمام ساخته از مكه بيرون آمده است پرسيدم : اين قطار از آن كيست ؟ گفتند : از آن حسين بن على عليهما السّلام نزديك او رفتم و سلام كردم و گفتم : خداوند مسئول تو را عطا فرمايد و به اميد و آرزوهايت برساند هر چه خواهى و دوست دارى اى پسر پيغمبر پدر و مادرم فداى تو از چه با اين شتاب روى از حج بتافتى ؟ گفت : اگر شتاب نكنم در رفتن مرا دستگير كنند . آنگاه پرسيد : تو كيستى ؟ گفتم : مردى از عرب و تو را به خدا كه بيش از اين مپرس . گفت : از آن مردم كه بازگذاشته چه خبر دارى ؟ گفتم : از مرد آگاهى سؤال كردى دل مردم با تو است و شمشيرهاى آنان بر تو و قضا از آسمان فرود آيد و هر چه خدا خواهد همان شود . و فرمود : راست گفتى كارها همه با خداست و هر روز او در كارى است اگر قضاى او بر وفق مراد باشد او را شكر گذاريم و در اداى شكر هم توفيق از او خواهيم و اگر قضا ميان ما و آرزو حائل شود كارى منكر نكردهايم و هر كه نيت او حق است و سريرت او تقوى اگر به مقصود نرسد