الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

146

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

متوارى شود تا با حرّ ملاقات نكرده بود بلكه پس از ملاقات حرّ نيز مىتوانست قهرا فرار كند و ليكن مقصود وى كه خدا و رسول او را بدان مأمور كرده بودند انجام نمىگرفت خواست مردم را دعوت به متابعت دين كند و زيان دنياپرستى و شهوت‌رانى را باز نمايد تا بدانند دين خدا براى آن نيامد كه بنى اميّه آن را وسيلهء سلطنت و قدرت و خوش‌گذرانى خود كنند اگر مردم يارى او كردند فهو المطلوب و اگر نپذيرفتند و به شهادت نائل آمد باز مردم بدانند كه دين آن نيست كه دنيا طلبان بنى اميه دارند و پسر پيغمبر كه صاحب اين دين است آن اعمال را بر خلاف دين دانست كه در اين راه كشته شد و آن نفرت كه در دل مردم از رفتار بنى اميه بود موجب نفرت از دين نگردد با مصالح بسيار ديگر كه از ما پوشيده است . و اگر امام تصديق اعمال آنها را مىكرد مردم تازه مسلمان مىگفتند : اين دين كه ظلم و اسراف و فسق و خوشگذرانى بنى اميه را تجويز كند باطل است . اما اينكه آن حضرت عراق را اختيار فرمود براى اين بود كه شيعهء آنجا برگزيدهء مسلمانان و خردمندتر و دين‌دارتر بودند و سالها زير منبر امير المؤمنين عليه السّلام نشسته و آن حضرت تخم علوم و معارف در دل آنها كشته بود و آنها سرّ مجاهدت پسر پيغمبر را بهتر ادراك مىكردند . عراق عروس مشرق است و مهد تمدّن بود در قديم و بعد از آن هم همهء علوم اسلامى از اين كشور سرچشمه گرفت نحويّين يا كوفى بودند يا بصرى كه امير المؤمنين عليه السّلام به آنها نحو آموخته بود . و هم فقها و متكلّمين و اهل حديث و قرّاء و مفسرين از عامّه و خاصّه كوفى يا بصرى بودند و پس از آنكه بغداد عاصمهء كشور اسلام شد باز همان مردم كوفه و بصره در آنجا فراهم آمدند و آن مدارس و كتب و علما كه در بغداد جمع آمد در هيچ زمان نبود كه هنوز آثار آن علوم باقى و همهء روى زمين از آن معارف بهره مىگيرند حتى بت‌پرستان هندوچين و ترسايان فرنگ مأخذ آنها معارف و علوم عربى است و اصل آن بغداد بود و آن از كوفه و شاگردان امير المؤمنين عليه السّلام و هنوز هم نجف مركز علوم شيعه است و چون امام حسين عليه السّلام مىدانست كشور عراق و عاصمهء آن كوفه در آيندهء عالم اسلام اين مقام دارد دعوت خود را در آنجا اظهار كرد و قبر خود را در آنجا برگزيد .